اقتصاد به مثابه يک بازي فوتبال

پويا ناظران-اقتصاددان

نوشته شده توسط حکیم یزد 02 بهمن 1397

daei

فوتبال براي جذابيت و تماشايي بودن به چند مولفه نياز دارد. اول از همه محدوديتهاي بازي هستند، همانند اندازه زمين، ابعاد دروازه، و محدوديتهاي بازيکنها. اقتصاد نيز همينگونه است. اقتصاد نيز براي شکوفايي نياز به قوانين و محدوديتهايي دارد. يک فوتباليست نبايد در بازي مرتکب خطا شود، با دست به توپ ضربه بزند، در محدوده آفسايد برود، يا توپ را از زمين خارج کند. همين محدوديتهاست که فوتبال را جذاب ميکند.

علم اقتصاد هم بيان ميکند که وجود انحصار، صدمه زدن به شخص ثالث، دروغ گفتن در مورد کميت يا کيفيت محصول و موارد بسيار ديگر، بايد ممنوع باشند. چنين ممنوعيتهايي، اقتصاد را شکوفا خواهد کرد.

تمرکز بر روي قوانين و ضوابط لازم براي شکوفايي اقتصاد، همانند همکاري با فيفا در طراحي قوانين و محدوديتهاي بازي فوتبال است. اين کار توسط اقتصاددانهايي انجام ميشود که در مراکز دانشگاهي، يا در اتاق فکرها، يا در موسسات تحقيقاتي همچون پژوهشکده بانک مرکزي، به تحقيق مشغولاند.

زمين صاف و هموار با چمن خوب، جذابيت بازي را بيشتر خواهد کرد. کيفيت دوربينها، تلويزيونها، و صندليهاي استاديوم هم بر روي لذت تماشاي بازي اثر ميگذارند. زيرساختهاي يک کشور هم، مثل جاده، فرودگاه، بندر، مدرسه، بيمارستان، پارک، و ... بر روي شکوفايي آن اقتصاد اثر ميگذارند. دولت مسئول سرمايهگذاري در زيرساختها است، که گاهي به صورت مستقيم و گاهي در همکاري با بخش خصوصي صورت ميگيرد.

برنامهريزي و تخصيص منابع براي احداث زيرساختهاي اقتصاد، کار اقتصاددانهايي است که وارد مباحث سياستگذاري بخصوص سياستگذاري توسعهاي شدهاند. سازمان برنامهوبودجه، وزارت رفاه، وزارت آموزش و پرورش و ... از جمله سازمانهاي مجري اين دست سياستها هستند.

يک داور خوب براي جذابيت فوتبال مهم است. داوري که آفسايد را در نظر نگيرد، و بيجهت کارت زرد و قرمز بدهد، تماشاي بازي را تلخ خواهد کرد. نقش ديگر دولت در اقتصاد، همين کارکرد داوري است. نهادهاي رگولاتوري مختلف، به داوري بخشهاي مختلف اقتصاد ميپردازند، همانطور که در بخشهاي مختلف زمين، چندين داور مستقر هستند. مثلا بانک مرکزي داور نظام بانکيي، وزارت بهداشت داور بازار سلامت، و وزارتهاي صمت، ارتباطات و فنآوري، نفت، نيرو و ... هم داور بخش تخصصي خودشان هستند.

اگر در حين بازي، داور بازيکنها رو دريبل کند، توپ را از آنها بگيرد و خودش بخواد گلزني کند، طبيعي است که بازي بهم ميريزد. وقتي هم که وزارتخانهها بجاي داوري، خودشان درگير بازي شوند، اقتصاد به هم خواهد ريخت.

اقتصاددانهايي که بطور تخصصي روي سياستگذاري بانکي، انرژي، يا موارد ديگر کار کردند، در جهت پيشگيري از به انحراف رفتن بازيکنهاي عرصه آن بازار، به طراحي فرايندهاي نظارتي ميپردازند. مثلا آنهايي که بر روي سياستگذاري بانکي کار کردند، در بانک مرکزي و در نقش داور نظام بانکي، بطور مرتب نظام بانکي را ارزيابي ميکنند، و فرايندهايي برقرار ميکنند تا هم از بحران بانکي جلوگيري کند و هم مانع تورم بالا شود. با اين تفاوت که خودشان مشغول عمليات بانکداري نخواهند شد.

همانطور که فوتبال به تخصصهاي مختلفي همچون داوري، مربيگري، و تامين مالي نياز دارد، بازار هم به تخصصهاي مختلفي همچون اقتصاد، مديريت، و فاينانس نياز دارد.

بازي فوتبال، بدون دو تا تيم توانمند و قَدَر، اساسا بازي جذابي نخواهد بود. معادل اقتصادي تيمهاي فوتبال، شرکتها هستند. رقابت شرکتهاي توانمند است که به اقتصاد رونق ميدهد، به عنوان مثال، رقابت تويوتا و تسلا، يا رقابت گوگل و اَپل. همانطور که تيم خوب، به مربيان کارکشته نياز دارد، يک شرکت خوب هم به مديران کارکشته نياز خواهد داشت. تحصيل در رشته اقتصاد، همانند آموزش ديدن براي داوري، يا کار با فيفا بر روي قوانين بازي فوتبال است. اما تحصيل در رشته مديريت، همانند آموزش ديدن براي مربيگري فوتبال خواهد بود.

اما اصل تيم، فوتباليستهاي آن هستند. معادل اقتصادي آنها، در شرکتها، همان مهندسين، معمارها، جوشکارها، نجارها، بازاريابها، پزشکان، وکلا، و بطور کلي متخصصين جامعه هستند. به همين دليل، هر اندازه سطح تخصص جامعه بالاتر باشد، اقتصادش شکوفاتر ميشود.

بازيکن خوب قيمت بالايي دارد، تمرينهاي آن نيز هزينه دارد. به همين دليل، يکي از ملزومات موفقيت تيم فوتبال، منابع مالي خواهد بود! يک تيم، به کساني احتياج دارد که بتوانند سرمايهگذار جذب کنند و تيم ر تامين مالي کنند. معادل اقتصادي اين سمت، کساني هستند که در بازار سرمايه کار ميکنند. تحصيل در رشته فاينانس، فرد را براي کار در بازار سرمايه و کمک در تامين مالي شرکتها آماده ميکند.

اما اگر بخواهيم جمعبندي کنيم بايد گفت:

1: شيريني فوتبال به محدوديتهايي است که بر بازيکنها وضع ميکند. شکوفايي اقتصاد هم منوط به ممنوعيت فعاليتهاي مسرفانه است.

2: داور بايد داوري کند، اما در اموري که به بازيکن يا مربي مربوط ميشود، دخالت نکند. دولت هم بايد نظارت کند. داور بايد حد و حدود خودش را بشناسد.نه اينکه خودش به وسط ميدان رقابت آمده و سعي در گلزني کند.

3: همانطور که فوتبال به تخصصهاي مختلفي همچون داوري، مربيگري، و تامين مالي نياز دارد، بازار هم به تخصصهاي مختلفي همچون اقتصاد، مديريت، و فاينانس نياز دارد.

تجارتنيوز

راز مـوفـقـیـت سـتـاره کـویـر

نوشته شده توسط حکیم یزد 10 مرداد 1397


 

2

تولید در خون آنهاست و با زندگی‌شان عجین شده است. کارنامه فعالیت‌های اقتصادی‌شان هم درخشان است. نکته مهم و جالب توجه در مورد آنها فارغ از برندسازی، خانوادگی بودن کسب‌و‌کارشان است. موضوعی که شاید در ایران امروز به ندرت دیده شود. کسب‌و‌کارهای خانوادگی در ایران معمولا عمر چندان طولانی ندارند. بخشی از آن هم به نبود فرهنگ این نوع کسب‌و‌کارها در ایران برمی‌گردد. اما این خانواده همچنان بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال، در کنار هم چندین شرکت را توسعه داده‌اند. به سراغ برادر بزرگ‌تر رفتیم. کسی که این روزها دهه ششم زندگی‌اش را می‌گذراند و بیش از نیمی از عمر خود را صرف تولید کرده است. از او سوالاتی را در مورد موفقیت‌شان در کسب‌و‌کار خانوادگی پرسیدیم و مشکلات آنها را در این نوع کسب‌و‌کار جویا شدیم.
احمد صادقیان، یکی از اعضای این خانواده است. خانواده‌ای که توانسته برندهای مطرحی همچون فرش ستاره کویر یزد و تک ماکارون را وارد بازار ایران کند.
در صحبت‌های صادقیان، می‌توان ارادتمندی و عشق به پدر را کاملا حس کرد. او پدر را استاد خود و بزرگ‌ترین‌ دانشگاه را کار کردن در محضر پدر می‌داند. تک ماکارون نخستین ماکارونی تولید شده در ایران است و فرش ستاره کویر یزد، تحولی در صنعت فرش ایجاد کرده. به جز این دو، شرکت‌های دیگری هم هستند که توسط این خانواده راه‌اندازی شده و همچنان مشغول فعالیتند. راز موفقیت کسب‌و‌کارهای خانوادگی را از صادقیان جویا شدیم و روشی را که برای مدیریت بحران استفاده می‌کنند، پرسیدیم.
پاسخ‌ها را بخوانید؛ صادقانه و آموزنده بود.


شیوه کسب‌و‌کار شما خانوادگی است و اتفاقا موفقیت شما در حوزه‌هایی که وارد شده‌اید، می‌تواند الگوی خوبی برای کسب‌و‌کارهای خانوادگی باشد. می‌خواهیم از پدرتان شروع کنیم. کمی از کسب‌و‌کار پدر برایمان بگویید.
پدرم در زمینه‌های مختلفی فعالیت داشت. تجارت، کشاورزی و تولید. عشق و علاقه‌ای که به کشاورزی و تولید داشت هم به خاطر خاصیت اشتغال‌زایی‌اش بود. دهه ۲۰ و دهه ۳۰ که ایشان فعالیت می‌کردند دهه سختی بود. در آن زمان آب لوله کشی نبود. برق هم نبود. ولی با این وجود در آن جامعه دوست داشت فعالیت تولیدی انجام بدهد. در مزارع خودش و پدرش، معادن گچ پیدا کرده بودند که یکی از نیازهای ساخت‌و‌ساز بود. گچ‌ها را استخراج می‌کردند و با شتر و قاطر به میبد یزد که شهر محل سکونت‌شان بود، می‌آوردند. آن گچ را با انجام یکسری کارها، به‌صورت پودر در می‌آوردند و می‌فروختند. این اولین کار تولیدی پدر بود. دستی در حوزه تجارت هم داشتند. تجارت در قدیم، برای تامین نیازهای مصرفی جامعه بود. کالا را از شهر دیگر تهیه می‌کردند و به‌صورت تهاتری داد‌و‌ستد می‌کردند. به هر حال ایشان در آن زمان با تمام محدودیت‌ها تولید گچ را آغاز کرد و بعد هم که امکانات بیشتر شد، کار گچ را در یزد پیش گرفت. در عین حال نخستین کار جدی پدرم در دهه ۵۰ بود که توانستند با چند تن از دوستان و خانواده‌شان، فرش باستان را راه‌اندازی کنند و مسوولیت آن را هم خودشان پذیرفتند. یکی از نیازهای کشور در آن زمان فرش بود. درست است که ما فرش دستباف داریم؛ اما نیاز مصرفی جامعه ایرانی که عادت دارد روی فرش زندگی کند با فرش دستباف تامین نمی‌شد. الان هم همین‌طور است. با توجه به رشد جمعیت نیاز بود که فرش ماشینی و صنعتی به بازار وارد شود.
آن سال‌ها چند کارخانه فرش ماشینی شروع به کار کردند و فرش باستان هم یکی از آنها بود. من هم همان زمان بود که نزد پدرم مشغول کار شدم. تحصیلاتم را در رشته مدیریت بازرگانی گذرانده بودم و پدرم خواست که من وارد کار شوم. پدرم علاقه داشت بچه‌هایش درس بخوانند و در جامعه موثرتر باشند. من هم در رشته‌ای مرتبط درس خوانده بودم. بنابراین من نخستین بار وارد تولید فرش ماشینی شدم. به نظر من مهم‌ترین دانشگاه برایم، پدر بود. من کنار پدر خیلی چیزها یاد گرفتم. هرچند در دانشگاه به‌صورت تئوری مواردی را آموخته بودم؛ اما در عمل خیلی چیزها را در دانشگاه پدر آموختم. ایشان هم پدرم بود و هم استادم. بعد از انقلاب شرایط کمبود ایجاب می‌کرد که دولت در بحث‌های نظارتی و توزیع کالا هم ورود کند. ستاد جهیزیه در کشور ایجاد شده بود و بیشتر، فرش را برای جهیزیه می‌خریدند. پدرم آن زمان برای توسعه کار پیشنهاد کرد که خودمان به‌صورت خانوادگی تولید فرش را راه بیندازیم. این بود که شرکت فرش ستاره کویر یزد در سال ۵۹ استارت خورد. من و پدر در راس بودیم. ما ۵ برادر و یک خواهر بودیم و همه با هم فرش ستاره کویر یزد را استارت زدیم. چند تا از دوستان پدرم هم وارد کار شدند. دهه شصت دهه سختی برای کار بود. شرکت‌های تولیدی و صنعتی مشکلات خاص خود را داشتند. بسیاری از شرکت‌های تولیدی صاحبانشان به مشکل برخورده و برخی مشمول مصادره شده بودند. در آن زمان که کسی در زمینه تولید قدم برنمی‌داشت، ما این کار را کردیم. پدر اعتقاد داشتند که ما باید کارمان را انجام دهیم. می‌گفتند که باید کشورمان را بسازیم. حتی اگر این شرکت هم مصادره شود. اگر قرار باشد مشکلی برای دارایی‌هایمان پیش بیاید، بگذارید یک واحد تولیدی را به جامعه تحویل دهیم. این تفکر موجب استارت فرش ستاره کویر یزد شد.
آن زمان به لحاظ سرمایه‌ای مشکلی نداشتید؟
بخشی از سرمایه را خودمان داشتیم و بخشی هم از بانک وام گرفتیم. البته در آن زمان وام‌های زیادی نمی‌دادند. اولین فرش ۵۰۰ شانه را ما تولید کردیم. آن موقع سازمان حمایت برای فرش قیمت‌گذاری می‌کرد. چون برای واردات مواد اولیه، ارز هفت تومانی می‌دادند. ستاد جهیزیه هم بر توزیع نظارت داشت. پدرم می‌گفت الان باید خودمان را بشناسانیم و بهترین کالاها را تولید کنیم. سعی کردیم بالاترین کیفیت را داشته باشیم. همچنان هم همان راه را ادامه می‌دهیم. کیفیت برای ما مسوولیت بوده است. ما استارتمان را با تعداد ماشین‌های بالا شروع کردیم. در کنار آن سایر نیازهایی که داشتیم را هم تولید کردیم. مثلا ریسندگی و رنگرزی هم به کارمان اضافه کردیم تا ضمن کنترل بیشتر کیفیت و کاهش قیمت تمام شده محصول، نیاز کمتری به واردات داشته باشیم.
مجموعه‌ای با ۵ واحد تولیدی در زمینه‌های مختلف نساجی حاصل آن تفکر است. تولید، خاصیت خود را دارد. اعتقاد مرحوم پدرم که به ما هم منتقل شده این بود که تولید مثل دوچرخه سواری است و اگر رکاب نزنید، می‌افتید. نمی‌توانید یک جا بایستید. باید مرتب همراه با تکنولوژی‌های روز دنیا حرکت کنید و هر بار باید بتوانید چیز جدیدی برای ارائه داشته باشید. همچنان هم داریم این کار را می‌کنیم. ما توانستیم به بازارهای مختلف نیز در زمینه فرش وارد شویم. حتی عربستان و آمریکا هم از خریداران ما بودند که به خاطر مسائل سیاسی رابطه‌مان قطع شد. هرچند الان به‌خاطر مشکلات و تحریم‌ها سخت شده و آنچه توقع داشتیم از صادرات تامین نمی‌شود؛ ولی ما با همه سختی در این بازارها مانده‌ایم و می‌خواهیم بمانیم به امید آینده‌ای که مشکلاتمان رفع شود.
چه شد که شما شاخه کشاورزی را انتخاب کردید و وارد حوزه مواد غذایی شدید؟
تولید، تولید است و ما هم به تولید علاقه‌مندیم. مرحوم پدرم تولید را مقدس می‌دانست. ایشان کارهای خیر زیادی می‌کرد؛ ولی اعتقاد داشت تولید از نظر تقدس، کمتر از هیچ کدام از کارهای خیر نیست. ایشان درخصوص اشتغال‌زایی بسیار حساس بود و می‌گفت نیاز جامعه امروز اشتغال است. اگر کشور بیکاری داشته باشد، آسیب‌پذیر خواهد بود. وقتی می‌خواستیم یک ماشین به کارخانه اضافه کنیم، اولین سوالش این بود که با این ماشین، برای چه تعداد کارگر اشتغال ایجاد می‌شود. در تمام شرکت‌هایی که ما به‌صورت خانوادگی دایر کردیم، نزدیک به ۵ هزار نفر شاغل مستقیم داریم. این اعتقاد پدرم بود و ما هم پیرو این اعتقاد، رویه ایشان را ادامه دادیم. در حاشیه تولید فرش به سمت تولیدات دیگر رفتیم. تولید نوشت‌افزار، تولید ماکارونی و غیره. بحث تولید ماکارونی مربوط به دهه هفتاد است. زمانی که ماکارونی صنعتی با این کیفیت در کشور نبود. ماکارونی به‌صورت سنتی تولید می‌شد و کیفیت مطلوبی نداشت. برای تولید ماکارونی نیاز به تکنولوژی بالایی است. بخشی از بازار در آن زمان متعلق به ماکارونی‌های سنتی بود و بخش دیگر هم در دست ماکارونی‌های وارداتی که از ترکیه و ایتالیا می‌آمد. یک روز آقای مهندس نعمت‌زاده که در آن زمان وزیر صنایع بودند، از دوستان ما که در صنایع آرد فعال بودند دعوت کرده بود و گفته بود: «یک روز تعطیل در منزل بودم و همسرم ماکارونی می‌پخت. ماکارونی که محصول ترکیه بود. به خودم نهیب زدم که من وزیر صنایع یک کشور باشم و ماکارونی نتواند در کشورم تولید شود؟ چرا باید از ترکیه ماکارونی وارد کنیم؟» بعد هم با لحن خاص خودشان خطاب به حاضران گفتند «یک مرد پیدا نمی‌شود که این ماکارونی‌های وارداتی را از کشور بیرون کند و در داخل کشور ماکارونی تولید کند؟» این دعوت آقای مهندس نعمت زاده را ما پذیرفتیم و بنیان تک ماکارون گذاشته شد. تک ماکارون با مطالعاتی که انجام شد با استفاده از بهترین تکنولوژی‌های روز دنیا، شروع به کار کرد. تا ۸-۷ سال هم هیچ کس به سمت تولید ماکارونی نرفت و تک ماکارون تنها ماکارونی تولید ایران بود. توانستیم ماکارونی‌های وارداتی را از بازار بیرون کنیم و حتی وارد بازارهای خارجی شویم و کنار ماکارونی‌های ترکیه و ایتالیا بنشینیم. در حال حاضر تکنولوژی ماکارونی در ایران به روزترین تکنولوژی است. صنعت ماکارونی در ایران جوان است و به همین دلیل هم ماشین‌آلات ما قدیمی نیستند. در حال حاضر حدود بیش از یک میلیون تن ظرفیت تولید ماکارونی در ایران است. مواد اولیه آن هم گندم دروم است که خوشبختانه وزارت جهاد کشاورزی به درستی این مساله را تشخیص داد و تولید این نوع گندم در دستور کارش قرار گرفت و حالا هم نیازمان را از داخل تامین می‌کنیم. ما تک ماکارون را اوایل دهه۷۰ تاسیس کردیم و تولیدمان را در سال ۷۵ روانه بازار کردیم. در این مدت مشغول کارهای مطالعاتی و تهیه زیرساخت‌ها بودیم. البته در این شرکت هم خانوادگی وارد شدیم.
در شراکتی که با خانواده داشتید هیچ‌گاه دچار چالش نشدید؟
مساله‌ای که در شرکت‌های خانوادگی در دنیا اتفاق می‌افتد، به خصوص در نسل سوم به دلیل توقعاتی است که وجود دارد؛ اگر بنیان کار درست گذاشته نشود، مشکلات این نوع شراکت خود را نشان می‌دهد. در دانشگاه‌های دنیا این موضوع را تدریس می‌کنند که شرکت‌های خانوادگی چطور باید اداره شوند. متاسفانه در دانشگاه‌های ایران چندان به این موضوع توجه ندارند. این در حالی است که اغلب بخش خصوصی شرکت‌های خانوادگی است که نیاز است مدیریت آن به روز و علمی شود. اگر بنیان کار بر اساس شایسته سالاری و تخصص نباشد، شرکت‌ها بعد از چند سال از هم می‌پاشند. چراکه توقعاتی در فامیل ایجاد می‌شود که هر کس بنا به سهمی که دارد، می‌خواهد سایر افراد خانواده‌اش را هم وارد شرکت کند. ما هم از این مشکلات مصون نیستیم؛ ولی آن را مدیریت می‌کنیم. نسل سوم ما این مشکلات را دارد. بچه‌های ما به تدریج وارد فضای کار شده‌اند و هر کدام برای خودشان کار می‌کنند. نسل ما که نسل دوم بودیم مشکل خاصی با هم نداشتیم. ما به‌عنوان نسل دوم با پدرمان از نظرتفکرچندان مشکل و فاصله نداشتیم.اما نسل سوم با ما فاصله دارد. اما می‌تواند مدیریت شود به شرطی که بنیان شرکت فامیلی همان‌طور که گفتم بر اساس شایسته‌سالاری و توانمندی گذاشته شود؛ نه بر اساس روابط خانوادگی. اگر بخواهیم کسب‌و‌کار خانوادگی در ایران رشد کند، مدیریت شرکت نباید بر اساس سهم خواهی باشد. اگر فرد شایسته‌ای در بین سهامداران است، چه بهتر که مدیریت و مسوولیت شرکت راهم برعهده بگیرد. ولی اگر نیست، باید مدیریت را به فردی خارج از سهامداران سپرد. باید ارتباط سهامداری و مدیریتی در شرکت‌های فامیلی قطع شود. از این راه است که می‌توان کسب‌و‌کار خانوادگی را حفظ کرد.
همه شرکت‌های شما خانوادگی اداره می‌شوند؟
اکثرا همین‌طور است. در بعضی از شرکت‌ها شرکایی خارج از خانواده داشتیم. ولی در همه کارهایی که انجام دادیم همه ما خواهر و برادرها حضور داشتیم.
در فضای کسب‌و‌کار امروز، اغلب صاحبان صنایع اظهار می‌کنند که به سوی تعطیلی پیش می‌روند. این فضا برای همه یکسان است. ولی در همین فضای نابسامان برخی از شرکت‌ها مانند شما، همچنان دارند به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند و حتی توسعه می‌دهند و در مقابل برخی از شرکت‌ها افت می‌کنند؛ چطور در یک فضای یکسان کسب‌و‌کار این اندازه تفاوت در فعالیت شرکت‌ها وجود دارد؟
دلیل آن بنیان و فونداسیونی است که باید در شرکت از همان ابتدا دیده شود. بدون عشق و علاقه نمی‌توان موفق بود. باید عشق به تولید وجود داشته باشد. ما هم این عشق و علاقه و تعهد به تولید را از پدر به ارث برده‌ایم. وگرنه تجارت و کارهای خدماتی خیلی آسان‌تر از تولید است. در شرایط سخت هزینه‌هایمان را مدیریت کردیم و حتی با وجود مشکلات فراوان، تعدیل نیرو نکردیم. تولید را مدیریت کردیم و بهره‌وری را افزایش دادیم.
شما آن زمان نیاز جامعه را چه در فرش و چه در ماکارونی تشخیص دادید و وارد کار شدید. این موضوع تا چه اندازه بر کار شما تاثیر گذاشت؟
پیش از آنکه کالایی تولید شود باید ابتدا بازار هدف شناخته شود. باید بدانیم که این کالا برای چه گروهی است و توزیع آن کجا باید باشد. ما نیاز جامعه و سلیقه و حتی توان خرید جامعه را ارزیابی می‌کنیم. ما در واحد تحقیق و توسعه مان همچنان برای کالاهایمان تحقیقات انجام می‌دهیم و برای این کار تیم داریم. به‌عنوان مثال در بخش فرش، تولیدات ما برای استان‌های مختلف، متفاوت است. چون سلیقه‌ها و توان خرید مردم در شهرستان‌ها با هم فرق دارد. به اعتقاد من تمام شرکت‌ها باید واحدهای تحقیق و توسعه فعال داشته باشند. ما به این بخش خیلی توجه داشتیم و داریم و حتی توانستیم در زمینه فرش، تکنولوژی‌مان را به اروپایی‌ها آموزش دهیم و ماشین‌آلات نسل جدید بافندگی فرش مدیون این همکاری است که وزیر اقتصاد بلژیک رسما از ما قدردانی کرده است.
جایی گفته بودید که وقتی یکی از شرکت‌های شما بحران مالی پیدا می‌کند، شما از شرکت‌های دیگری که دارید به آن شرکت کمک می‌کنید. این الگوی مدیریت بحران شماست؟
ما برای اینکه شرکت‌هایمان سرپا بماند، این کار را می‌کنیم. مثلا در یک دوره، یک کالای تولیدی ما بازار خوبی ندارد و مشکلاتی برایش ایجاد می‌شود؛ اگر تنهایش بگذاریم باید تعطیل شود. به دلیل اینکه تمام شرکت هایمان را یک مجموعه (یک هلدینگ) می‌بینیم، برای عبور از این بحران، اگر شرکت دیگری توان این را دارد که به کمک آن واحد بیاید، این کار را می‌کنیم تا بحران بگذرد و شرکت باز هم سرپا بماند.
در مواقع بحرانی تصمیم ‌گیری‌های شما چگونه است؟آیا به صورت جمعی تصمیم می‌گیرید؟
بله، تصمیم‌گیری‌های ما همگی به‌صورت جمعی است. باید هم این‌طور باشد. تصمیمات فردی به جایی نمی‌رسد. ممکن است ایده آن تصمیم را یک نفر بدهد؛ ولی حتما با رضایت و مشورت با سایر اعضا آن تصمیم اخذ می‌شود. حتی اگر لازم باشد، مشاورانی را خارج از گروه به خدمت می‌گیریم.
آقای صادقیان، بعضی معتقدند نباید سرمایه را در حوزه‌های مختلف پخش کرد. نباید وارد حوزه‌هایی شد که تخصصی در آن ندارید. به فعالیت‌های خانوادگی شما که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که شما در زمینه‌های مختلف توانسته‌اید فعالیت داشته باشید و اتفاقا موفق هم بودید.
این ایده درست است. ولی ما خانواده‌ای ۶-۵ نفری بودیم، علاقه‌مندی‌های مختلفی داشتیم. هر کدام به سمت فعالیت مورد علاقه خودمان رفتیم. ولی همیشه همه با هم بودیم.
یعنی هرکسی می‌خواست یک کاری را شروع کند، همه سرمایه گذاری می‌کردند؟
بله. ما همه کمک کردیم. مسوولیت مستقیمش را شاید صاحب ایده عهده دار می‌شد؛ ولی بقیه هم در کنارش بودند. تولید، تولید است فرقی ندارد. ما هم بر اساس نیاز جامعه وارد فعالیت‌های مختلف شدیم. در یک دوره لامپ هم تولید می‌کردیم؛ اما با ورود لامپ‌های چینی کارخانه مان را تعطیل کردیم.
مهم‌ترین‌ نکته‌ای که باعث شد در صنعت ماکارونی این‌قدر رشد داشته باشید چه بود؟ گفتید که تا چند سال بدون رقیب کار کردید. آیا این مساله عامل رشد شما بود یا اینکه کیفیت محصولاتتان را سعی کردید بالا ببرید یا تبلیغات خوب باعث شد؟
همه این موارد در کنار هم بوده است. قبل از هر تولیدی باید نیاز بازار و مصرف‌کننده را به‌خوبی بشناسید و باید بدانید که چه قشری استفاده‌کننده از این محصول هستند و چه ذائقه‌ای و چه سلیقه‌ای دارند. این اولین گام است. بعد از آن تکنولوژی‌های روز دنیا را در زمینه‌های کاری خود بشناسید. ما هیچ‌گاه در کسب‌و‌کارهایمان نگفتیم ارزان‌ترین تکنولوژی کدام است، بلکه همیشه دنبال بهترین تکنولوژی بودیم. پس از آن هم مشاوران خوبی گرفتیم. همچنین غیر از خودمان، موثرترین افرادی که در موفقیت مان دخیل هستند، پرسنل ما هستند. از کارگران تا مدیران بخش‌ها. آنها هستند که با عشق و علاقه و تعصب دارند کار می‌کنند. مسلم است که برای معرفی کالاها باید تبلیغات هم داشته باشیم. در صنعت ماکارونی مردم را به تدریج قانع کردیم که از کالای ما بخرند. غیراز تبلیغات عرفی، مهم‌ترین‌ عوامل، کیفیت و استمرار آن، قیمت و توزیع مناسب محصولاتمان بود که توانستیم در بازار جا بیفتیم. اول باید تولید خوب داشته باشیم تا بتوانیم مشتریان وفادار داشته باشیم.
آیا قصد داشتید ماکارونی را جایگزین برنج کنید؟
این جایگزینی باید انجام شود. ارزش غذایی ماکارونی به مراتب بالاتر از برنج است. در اروپا میانگین مصرف ماکارونی نزدیک به ۱۲ کیلوگرم است؛ اما در ایران متاسفانه هنوز ۵ کیلوگرم است. در کشور ما در دهه ۶۰ مصرف سرانه برنج زیر ۱۰ کیلوگرم بود. دولت نمی‌دانم با چه سیاستی برنج را در سبد کالای مردم قرار داد و مصرفش افزایش پیدا می‌کند. الان مصرف سرانه برنج نزدیک به ۴۰ کیلوگرم است و ما جزو دوم یا سومین مصرف‌کنندگان برنج هستیم. در کنار افزایش مصرف برنج، مصرف گوشت و روغن هم افزایش پیدا کرد. این در حالی است که با توجه به بحران آب که در ایران وجود دارد، تولید برنج باید مدیریت شود. مصرف برنج آنقدر اضافه شده که الان در استان‌های مختلف مانند فارس و اصفهان و حتی در جنوب تهران هم برنج کاشته‌اند. از این رو دولت اعلام کرد که خرید تضمینی را فقط از استان‌های شمالی انجام می‌دهد. تولید هر کیلوگرم برنج ۶-۵ هزار لیتر آب مصرف می‌کند. با این همه کشت هم حدود ۵۰ درصد مصرف داخلی را پاسخگو هستیم و نزدیک ۲ میلیارد دلار هم در سال برنج وارد می‌کنیم. کنار آن روغن و گوشت قرمز هم کمبود داریم و وارد می‌کنیم. به همین دلیل دولت باید سعی کند ماکارونی را در سبد کالای مردم وارد کند. هم ظرفیت اینکه جایگزین برنج شود را دارد و هم مواد اولیه اش که گندم دروم است که در کشور به اندازه تولید می‌شود. حتی مازاد تولید داریم. ما از مسوولان خواستیم که این فرهنگ را جابیندازیم.
بسیاری از افراد اعتقاد دارند که ورود به حوزه کسب‌و‌کار در شرایط امروز بدون داشتن رانت امکان پذیر نیست. این اعتقاد را تا چه اندازه قبول دارید؟ شما هم در حوزه فعالیت‌تان شاهد عارضه رانت هستید؟
اگر کسی می‌خواهد با رانت وارد اقتصاد شود، بهتر است اصلا وارد نشود. رانت با دزدی و قاچاق فرق ندارد. هر چه مشکل داریم از این رانت است. ما در بازارهای صادراتی باید با دامپینگ رقبایمان بجنگیم و در داخل کشور با رانت‌خوارها. هر جا بحث چندنرخی باشد، رانت هم وجود دارد و توسعه اتفاق نمی‌افتد. الان درخصوص نرخ ارز شاهد چندنرخی هستیم. این موضوع پدر تولید را درآورده و بدترین رانت‌ها آنجا وجود دارد. الان بیشترین فساد در چند نرخی ارز وجود دارد. در گندم هم همین‌طور است. چند نرخی گندم فساد ایجاد کرده است. یک گندم را با قیمت ۶۶۵ تومان به خبازی می‌دهیم. یک گندم با قیمت ۹۰۰ تومان به اصناف و صنایع داده می‌شود و دولت هم از آن طرف با قیمت ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ تومان خرید تضمینی می‌کند. می‌گویند مصرف سرانه نان ۱۰۰ کیلوگرم است؛ ولی من می‌گویم ۷۰ کیلوگرم است.
سال ۹۰-۸۹ که قیمت خرید تضمینی با قیمت بازار یکی بود و ما نیازی نمی‌دیدیم که از دولت گندم بگیریم و خودمان مستقیم گندم را تهیه می‌کردیم، مصرف سرانه واقعی نان آن موقع بود که حدود ۷۰ کیلوگرم بود. فاصله بین این دو عدد همان فساد است که رخنه کرده است. مصرف سرانه نان از آن سال۳۰ درصد افزایش داشته است؛ ۳۰ درصد یعنی ۳ میلیون تن گندم. چندین هزار میلیارد رانتی که استخوان‌های تولیدکنندگان را خرد می‌کند. وقتی قیمت جهانی گندم از قیمت داخلی گران‌تر باشد، گندم از کشور خارج می‌شود؛ چندین سال قبل این اتفاق افتاد.
الان هم قیمت خرید تضمینی گندم در داخل بالاتر از قیمت جهانی است. به همین دلیل گندم وارد می‌کنند؛ چه به‌صورت رسمی و چه غیررسمی.
حتی کیفیت گندمی هم که از این طریق به دولت می‌فروشند، خوب نیست. امسال صحبت بود گندم تک نرخی و بر اساس قیمت جهانی تعیین شود و یارانه کشاورزان به روش‌های دیگر که در دنیا مرسوم است، انجام شود. نه با خرید تضمینی.
دنیای اقتصاد بمانجان ندیمی،روزنامه نگار

راضیه جام
کارشناس ارشد حسابداری

 

نوشته شده توسط حکیم یزد 10 مرداد 1397

 eqtesad

اول) اولین گام و یکی از مهمترین معیارهای سنجش وضعیت مالی مؤسسات ارزیابی صورت‌های مالی آنهاست که منعکس کننده اطلاعات مالی و شرایط دارائی‌ها و بدهی‌های مؤسسات خواهد بود.لذا تنظیم این صورت های مالی برای ارزیابی وضعیت مالی شرکت‌ها و مؤسسات ضروری است.
ترازنامه یا بیلان گزارش یا صورت مالی است که در آن ارتباط دارایی ها و بدهی هاو سرمایه گزارش می‌شود به نحوی که برای مدیران مؤسسه، بستانکاران و سایر اشخاص مرتبط مفید باشد تا افراد ذي‌نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و مجمع عمومي مؤسسه مورد نظر و همچنین افراد برون‌سازماني مثل بانك‌ها، و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات مالی استفاده كنند.
دوم)موسسات خیریه موظفند در پایان هر سال مالی ترازنامه سالانه و گزارش حسابرسی خود را به بهزیستی محل فعالیت خود ارائه دهند.
خدمات هیات مدیره و اعضای هیات امنای این موسسات داوطلبانه و افتخاری است و حتی افتتاح حساب های بانکی به نام موسسه باید به سازمان بهزیستی نیز اعلام شود.
مطابق بند ط ماده۱۳۹قانون مالیات‎های مستقیم کمک‎ها و هدايايي دريافتي نقدي و غيرنقدي موسسات خيريه و عام المنفعه که به ثبت رسيده اند از پرداخت ماليات معاف است.
مشروط بر آن که به موجب اساسنامه آنها صرف امور ذيل این ماده شود و سازمان امور مالياتي کشور بر درآمد و هزينه آنها نظارت کند.
ضمناً چنانچه تمام يا بخشي از فعاليت‌هاي موسسه خيريه فاقد مجوز و خارج از موضوع اساسنامه مصوب آن باشد، درآمدهاي حاصل از اين فعاليت‌ها مشمول معافيت بند (ط) نخواهد بود.
در صورت عدم تسليم ترازنامه، حساب سود و زيان يا حساب درآمد و هزينه به اداره امور مالياتي مربوط، عدم کسر و پرداخت به موقع ماليات‌هاي حقوق و تکليفي اشخاص ثالث، موسسه خيريه مشمول جرائم مقرر در قوانين مربوط خواهد شد. .
سوم) و اما گزارش اجمالی از وضعیت مالی مؤسسه خیریه سالمندان مهریز در سال مالی 96:
کل هزینه های مصرفی آسایشگاه معادل490 میلیون تومان بوده که به صورت میانگین ماهیانه2 میلیون  صرف هزینه های درمانی، مبلغ 5 میلیون صرف هزینه های بهداشتی و مصرفی، 33 میلیون صرف هزینه های خوراکی و مبلغ یک میلیون صرف هزینه های رفاهی و اردوی سالمندان می باشد.(اکثریت هزینه های خوراکی سالمندان توسط خیرین تامین می گردد).
کل هزینه های عملیاتی آسایشگاه در سال96 ماهیانه مبلغ 34 میلیون تومان می باشد که شامل هزینه های برق و آب، گاز، تعمیرات، نگهداری و تاسیسات، سوخت و تعمیرات وسایل نقلیه، بیمه ها، اجاره دفاتر و ملزومات اداری، برگزاری جشن ها و پذیرایی از مهمانان آسایشگاه می باشد.
در سال 96 مبلغ 10 میلیون تومان صرف هزینه های تبلیغات و روابط عمومی آسایشگاه شده است.
بیشتر هزینه های آسایشگاه مربوط به حقوق کارکنان می باشد که شامل؛
- تیم مراقبین از سالمند به تعداد40 نفر
- تیم درمان متشکل ازپزشک، پرستار، بهیار، کاردرمان و فیزیوتراپ، روانشناس، گفتار درمان، کارشناس تغذیه(10نفر)
- تیم پشتیبانی و خدمات (3 نفر)
- مالی و اداری(3 نفر)
- مراکز روزانه و ویزیت در منزل(9 نفر)
می باشد.(تعداد کارکنان آسایشگاه براساس استانداردهای سازمان بهزیستی می باشد).
کل کمک ها و هدایای و درآمدهای آسایشگاه در سال96مبلغ دو میلیارد و چهارصدمیلیون تومان می باشد که نسبت به سال قبل 16درصد کاهش داشته است.
این امر قابل تامل بوده و نیاز به بررسی بیشتر دارد. شاید یکی از دلایل آن کاهش قدرت مالی مردم وبالطبع کاهش کمک های اهدایی به آسایشگاه باشد.

رييس انجمن نساجي استان يزد

دستمالچيان

نبود استراتژي و برنامه ريزي مشخص در صنعت نساجي در سطح ملي و بي برنامگي و نبود ضابطه‏مندي در صدور جواز تاسيس کارخانه‏هاي نساجي را از مشکلات اين بخش مي‏داند.

نوشته شده توسط حکیم یزد 31 خرداد 1397

sharbaf weaver artificer woman meibod caravanserai

به گزارش ايسنا، «مجتبي دستمالچيان» با بيان اين که استان يزد به عنوان قطب صنعت نساجي کشور داراي 2000 واحد نساجي است که با اشتغال 20 هزار نفر، 25 درصد سهم اشتغال استان را به خود اختصاص داده است، تصريح مي‏کند: اين واحدها شامل کارگاه‏هاي خانگي و کوچک يک يا دو نفره تا واحدهاي توليدي بافندگي با بيش از 1400 نفر پرسنل است.

وي با بيان اين که نساجي صنعتي بيشترين سهم اشتغالزايي با کمترين حجم سرمايه گذاري در استان را دارد، مي‏گويد: در حالي اين صنعت حدود 25 درصد از اشتغال کل استان را فراهم کرده که تنها 10 درصد از کل سرمايه گذاري صنعتي استان يزد را به خود اختصاص داده است.

وي نساجي يزد را از لحاظ کيفيت محصولات رقابت پذير مي ‏داند به طوري که هم اکنون برخي از واحدهاي نساجي در زمينه توليد پارچه رومبلي در حال صادرات به کشور ترکيه هستند و اين درحالي است که بسياري از محصولات نساجي استان همچون پارچه پرده اي و رومبلي در بازار ايران توسط خرده فروشان به عنوان پارچه ترکيه اي و با قيمتي متفاوت عرضه مي شود.

قاچاق مهمترين معضل

دستمالچيان مهمترين معضل اين صنعت را قاچاق ذکر و اظهار مي ‏کند: مطابق با آمارها از بازار 12 ميلياردي ساليانه پوشاک کشور در حدود 3 تا 3.5 ميليارد دلار آن از طريق واردات به صورت قاچاق تامين مي شود که در بين ساير صنايع کم نظير است و اين در حالي است که توليدکنندگان داخلي با بهره گيري از 35 درصد ظرفيت توليد، حدود 50 درصد نياز داخل را تامين مي کنند.

وي با اشاره به قاچاق‏پذير بودن محصولات اين صنعت به ويژه پارچه و پوشاک، افزايش ورود کالاهاي رسمي و غير رسمي به داخل کشور، استفاده از کارت بازرگاني موقت(به نام اشخاص ديگر) جهت ورود منسوجات که خود مصداقي از قاچاق کالاست، عدم پرداخت هرگونه ماليات، تعرفه و ديگر مسائل را از عمده ضربه ‏هاي حوزه قاچاق به توليد کنندگان اين حوزه عنوان مي‏ کند.

به گفته اين فعال اقتصادي، توليد با حجم کمتر از ظرفيت واقعي و ضرر به سرمايه گذاران، ورود پارچه هاي بي کيفيت و کاهش قيمت تمام شده محصولات قاچاق نسبت به توليد داخلي از جمله موانع فعال سازي ظرفيت هاي خالي توليد اين صنعت در داخل کشور است.

وي يکي از علل رونق قاچاق در اين حوزه را پايين بودن قيمت محصولات قاچاق در مقايسه با توليدات داخلي مي‏ خواند که به دليل حمايت هاي دولت هاي کشورهايي همچون ترکيه از توليدکنندگان روي مي دهد.

نگرش نامناسب مسئولان

دستمالچيان با اشاره به مشکلات مرتبط با نوع نگرش مسئولين به صنعت، اظهار مي کند: وابستگي اقتصادي کشور به درآمدهاي نفتي و و جود نگرش عدم نياز به سودآوري و ارزآوري صنعت، اصرار دولت در تامين بخش هاي بزرگتري از بودجه جاري کشور از محل درآمدهاي مالياتي از جمله اين مشکلات است.

وي در اين باره با بيان اين که تعداد زيادي از واحدهاي نساجي در سال‏ هاي اخير تعطيل شده اند، مي‏ گويد: هيچ کدام از قانون گذاران و سياست مداران از علل تعطيلي آنها هيچ خبري ندارند که براي راه اندازي مجدد آنها تلاش انجام دهند.از طرفي عدم سرمايه گذاري خارجي در نساجي به دليل اولويت بندي نادرست و نگاه دولت به اين صنعت به عنوان يک صنعت ورشکسته از ديگر مشکلات در زمينه نگاه کلان دولتي به نساجي است.

وي کاهش قدرت خريد مردم علي رغم ادعاي کاهش نرخ تورم، افزوني عرضه نسبت به تقاضا (پرشدن انبارهاي کارخانجات از کالاهاي توليد شده)، نبود برند شاخص ايراني با توجه به فرهنگ رفتار مصرف کننده، نبود توانايي در ايجاد طرح هاي متنوع و متناسب با نياز مشتريان به صورت سريع، اشکالات عمده در سيستم توزيع محصول و خصوصاً نقش مخرب بازار و فشارهاي آن بر توليدکننده، نبود تشکيلات سازمان دهنده صادرات قوي و شرکت‏ هاي تخصصي صادراتي ويژه محصولات نساجي(عدم حمايت موثر از صادرات کالا) را از جمله مشکلات صنعت نساجي در زمينه فروش و بازار مي‏ داند.

وي همچنين افزايش قيمت تمام شده کالاي توليد شده و وجود سيستم سنتي فروش و عدم نگرش نظام‏مند به بازاريابي و عدم وجود تبليغات مناسب و صحيح براي مصرف، همچنين حقوق و مطالبات دولتي همه نقدي است درحالي که از زمان فروش انواع پارچه تا زمان برگشت سرمايه آن حداقل نزديک به يکسال طول مي کشد، فروش محصولات نساجي به صورت چک هاي مدت دار و عدم اطمينان از وصول اين چک ها و از سوي ديگر خريد مواد اوليه به صورت نقدي را از ديگر مشکلات در اين بخش عنوان مي‏کند.

رييس انجمن نساجي استان يزد معتقد است که براي توسعه بازار اين محصولات نياز به بسته هاي حمايتي جهت شرکت و معرفي محصولات

در نمايشگاه‏ هاي تخصصي مربوطه و ارائه تسهيلات ارزان قيمت به صنعتگران است.

وي با اشاره به پايين بودن بهره ‏وري نيروي انساني، مي‏ گويد: توجه نکردن به اشتغال بالاي صنايع نساجي به نسبت سرمايه گذاري، نبود آموزش کافي و لازم براي نيروي انساني متخصص، نبود نيروي متخصص کار که ناشي از وجود شکاف بين صنعت و دانشگاه از يک طرف و از سوي ديگر تئوري بودن دانش فارغ‏ التحصيلان رشته‏ هاي نساجي و نداشتن هيچ نوع مهارت کاري است و از بين رفتن زمينه هاي اشتغال و اميد جوانان به کارآفريني را از جمله چالش‏ ها در زمينه توسعه منابع انساني بيان مي‏ کند.

ضعف در دانش فني نساجي و تکنولوژي قديمي

دستمالچيان استفاده از ماشين آلات قديمي را نيز باعث افزايش قيمت تمام شده کالاي توليدي و در نتيجه منجر به عدم رقابت در بازارهاي داخل و خارج مي‏ خواند و ميگويد: عدم توانايي در بازسازي و نوسازي ماشين‏آلات به دليل مشکلات تحريم و فرسودگي ماشين آلات صنعت نساجي با توجه به نياز بازار (تنوع، سليقه مشتريان، مد ) از جمله مشکلات اين صنعت است.

وي ضعف در دانش فني نساجي به ويژه در زمينه رنگريزي، چاپ و تکميل کالاهاي نساجي را نيز يادآور مي شود و ادامه مي‏ دهد: توجه نشدن به مقوله تحقيق، توسعه و نوآوري و طراحي در صنايع نساجي، ضعف در روش هاي آموزش واحدهاي نساجي و غيرکاربردي بودن آموزش فعلي، عدم وجود واحد تحقيق و توسعه ( R&D ) در واحدهاي نساجي به دليل هزينه‏هاي بالاي اين واحدها و از سوي ديگر عدم پذيرش اين هزينه ‏ ها از طرف سازمان ماليات را از جمله مشکلات فعالان حوزه نساجي است.

اين مسئول مي ‏گويد: در نهايت بايد بگويم نبود استراتژي و برنامه ريزي مشخص در صنعت نساجي در سطح ملي و بي برنامگي و نبود ضابطه‏مندي در صدور جواز تاسيس کارخانه از ديگر مشکلات صنعت نساجي است.

مـسئوليـت اجتـمـاعـي شـرکـت هـا

(Corporate Social Responsibility)

«مفهوم شناسي مسوليت اجتماعي شرکت هاي تجاري جعفر نوريي و شانلويي»

 

نوشته شده توسط حکیم یزد 31 خرداد 1397

 csr2

مسئوليت اجتماعي شرکت ها که در ادبيات نوشتاري و گفتاري اقتصاد و مديريت امروز دنيا به اختصار:CSR شناخته مي شود، مقوله اي جديد در مديريت کسب و کار بوده و ظرف نيم قرن اخير، همچون مقوله توسعه پايدار و کسب و کار سبز يا اقتصاد ديجيتالي، در تحليل روندهاي اقتصاد حال و آينده جهان مطرح شده است.

در هيچ کشوري نمي توان همه بار مشکلات اجتماعي را به عهده دولت گذارد و بخش خصوصي و شرکت ها بايد قسمتي از اين امر را بر عهده بگيرند. در بسياري از کشورها بخشي از بودجه هر شرکت به مسئوليت اجتماعي آن اختصاص دارد. مسئوليت اجتماعي بنگاه هاي اقتصادي به معناي توجه آنها به مسائلي غير از دريافت سود به صورت مستقيم وپرداختن شرکت ها به جامعه اي است که بستر کسب وکار آنها مي باشد.

مسئوليت اجتماعي شرکت ها در يک تعريف ساده شامل مسئوليت هايي مي شود که شرکت هاي تجاري در مقابل جامعه اي که در آن فعاليت مي کنند به عهده دارند. به عبارت ديگرمسئوليت اجتماعي شرکت ها عبارتست از:

تعهدات فراقانوني شرکت و مسئول بودن در برابر همه بخش هاي جامعه و سرمايه گذاري در زمينه هاي انساني و ايجاد رابطه با سازمان ها و گروه هاي حامي حقوق بشر که در عين حال ساخت آينده جامعه با هدف توسعه پايدار را نيز شامل مي شود.

مفهوم مسوليت اجتماعي شرکت ها در 20 سال اخير و با پديده هايي همچون جهاني شدن مقررات زدايي از دنياي تجارت، تضعيف نقشهاي اجتماعي و اقتصادي دولت ها آگاهي مردم نسبت به حقوقشان و افزايش مطالبات اجتماعي آنان گسترش يافته و به آن توجه شده است.

به لحاظ تاريخي در تعليمات اديان و مذاهب کم و بيش از مسئوليت هاي شخص در برابر جامعه و حتي دنياي مادي بحث به ميان آمده است. فعاليت هاي انجمن هاي خيريه يکي از نمونه هاي بارز آن است. همه مذاهب دنيا کم و بيش به مسئوليت هايي که اشخاص در مقابل جامعه و در گستره وسيع تر جهان پيرامون خود دارند توجه زيادي نشان مي داده اند. فعاليت هاي خير خواهانه افراد، سنت حسنه وقف و ساختن مساجد و کاروانسراها نمونه هاي بارزي از اين نوع مسئوليت ها است.

در اين فعاليت ها فرد بدون هيچ گونه اجباري و صرفاً براي کمک به همنوعان خود وکاهش تضاد و فاصله طبقاتي دست به فعاليت هاي خير خواهانه در سطح جامعه مي زند.

نوع نگاه به شرکت هاي قرن بيست و يکمي بايد با روش هاي قرن نوزدهمي و بيستمي متفاوت باشد. ما بايد حفظ محيط زيست و اخلاق و رعايت حقوق شهروندي را از شرکت هاي توليدي و خدماتي درخواست کنيم.

به همين خاطر است که CSR، نگاهش به مقوله کسب و کار و تراز نامه مالي شرکت ها، به جاي نگاه سنتي تک بعدي، نگاه 3 بعدي است. اصطلاحاً نگاه ۳P دارد.

يعني هم سود، هم جامعه و هم محيط زيست در تراز نامه مالي شرکت ها و مجموعه رفتارهاي اقتصادي بنگاه ها بايد ديده شود و لحاظ گردد.

شرکت هايي که خود را حامي توسعه پايدار و اخلاق کسب و کار مي دانند، بايد سودي را به مخاطبان معرفي کنند که در آن، ملاحظات جامعه و محيط زيست هم رعايت شده باشد. به عبارتي ديگر اگر سود شرکت بخاطر به کارگيري روش هاي جايگزيني براي مصرف کمتر بنزين، گازوئيل، کاغذ و برق، کاهش يافته است، اين مقوله در تراز نامه ها قيد و به مخاطبان اعلام شود.

در واقع اعلام شود که اگر شرکت سود کمتري امسال کرده است، بخاطر حمايت بيشتر از محيط زيست و حقوق جامعه و شهروندان بوده است. حفاظت از محيط زيست و حقوق شهروندان و ذينفعان، هزينه دارد و شرکت هايي که کسب و کار سبز را در دستور کار خود قرار مي دهند، تلاش مي کنند اين هزينه را پرداخت کنند و پرستيژ شرکت سبز را به اعتبار برند خود، اضافه کنند.

بدون ترديد يکي از راه هاي ارتقاء برند، اهميت بخشي به مقوله CSR است که براي طيفي از مشتريان بين المللي، اهميت بسيار دارد.

«مفهوم شناسي مسوليت اجتماعي شرکت هاي تجاري جعفر نوريي و شانلويي»

تاريخچه ماليات در ايران به چند هزار سال قبل باز مي گردد و ايران از قديمي...

       احمد ابوئي

نوشته شده توسط حکیم یزد 31 خرداد 1397

 م

اول: تاريخچه ماليات در ايران به چند هزار سال قبل باز مي گردد و ايران از قديمي ترين کشورهايي است که براي تامين هزينه هاي عمومي نظيرحفظ امنيت، بهداشت، آباداني شهرها و راه سازي و... ازمردم ماليات دريافت مي نموده است.

در همه ي کشورها مردم به دولت ماليات پرداخت مي کنند. ماليات از ديرباز تاکنون وجود داشته و دولتها براي اداره کشور نياز به همراهي مردم دارند و در قبال اين همراهي ملزم به تامين امنيت و رفاه شهروندان خود هستند.

متاسفانه در کشور ما کلمه ماليات همواره با بازخورد مثبتي در اذهان عمومي همراه نبوده است. شايد علت اين امر به نحوه دريافت ناعادلانه ماليات از طبقه فرودست و متوسط جامعه يعني کشاورزان و پيشه وران در طي قرن ها باز گردد. از اين رو حافظه تاريخي مردم ايران نسبت به پرداخت ماليات نياز به يک بازنگري اساسي دارد.

دوم هر اندازه که سيستم ها و حکومت ها توانسته باشند ديوار بي اعتمادي را بين خود و مردم کوتاه تر نموده و با شفافيت هرچه تمام تر توانسته باشند به شهروندان نشان دهند که ريال به ريال ماليات آنها در چه زمينه اي هزينه مي شود، مردم هم نسبت به پرداخت ماليات راغب تر خواهند شد. نظر بسياري از شهروندان در مورد ماليات اين است که کشور ما ايران با اين همه منابع عظيم نفت وگاز و معادن چه نيازي به دريافت ماليات از شهروندان خود دارد و از اين رو چندان تمايلي به پرداخت ماليات ندارند. واقعيت اين است که از حدود100 سال پيش اقتصاد ما متکي به فروش نفت بوده و در تمامي اين سالها کشور بجز مدت زمان محدودي در زمان دکتر مصدق با پول نفت اداره مي شده است. در طي40 سال گذشته ميزان توليد نفت کشور ما نه تنها افزايش نيافته بلکه در طي سالهاي جنگ و تحريم در کمترين ميزان توليد بوده از طرف ديگر جمعيت کشور در طي اين 4 دهه دو برابر شده است. تعداد کارکنان دولت بيش از 4 ميليون نفر است و پرداخت حقوق اين کارمندان متکي به نفت است و درآمدهاي حاصل از فروش نفت تنها کفاف پرداخت حقوق کارمندان وکارکنان دولتي را خواهد داد و بدين علت ميزان بودجه عمراني دولت در پايين ترين سطح خود در طي سالهاي اخير است.

در اين روزها که سايه تحريم ها همچون شمشير دامکلوس بالاي سر کشور قرار دارد بهتر است:

حاکميت به انضباط مالي بيشتري روي آورد که از قديم گفته اند چو دخلت نيست خرج آهسته تر کن.

بر دولت واجب است نهايت دقت در نحوه ي دريافت عادلانه ماليات و نحوه خرج کِرد آن را اعمال نمايد تا عامه مردم و بخش خصوصي در پرداخت ماليات خود راغب تر عمل نمايند.

دکتر احمد ابویی