دکتر مهناز مرتضوی
دکترای مشاوره

روانشناسی رانندگی موضوعیست که به دلیل عواقب رفتارهای پرخطر و عواقب ناگوار آن مورد توجه مسئولین ترافیک قرار گرفته ، در واقع روان شناسی رانندگی یا روان شناسی ترافیک آمیزه‌ای است از یافته‌های دیگر حوزه‌های مرتبط روان‌شناسی همچون روان‌شناسی اجتماعی، روان‌شناسی شخصیت، روان شناسی رشد.

Egocentrism1.Musfica

علاوه بر این شیوه رانندگی مردم در هر شهر و منطقه نمایده‌ای از فرهنگ آنهاست؛ قوانین مربوط به رانندگی موضوعی مشترک در شهرها و کشورهاست اما شیوه اجرایی کردن آن، فرهنگ ویژه آن منطقه را به نمایش می‌گذارد، چیزی که ممکن است در مناطق مختلف یک شهر نیز متفاوت باشد. این موضوع می‌تواند جنبه فردی نیز داشته باشد، ویژگی‌های شخصیتی، خلق و خو، استرس‌، عصبانیت و مصرف موادی همچون روانگردان یا الکل می‌تواند شیوه رانندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد.

در کل رفتار رانندگی افراد ترکیبی از عوامل فردی و اجتماعیست، اما این رفتار نیز مانند سایر رفتارهای انسانی از فشارهای محیطی تاثیر می‌گیرد و نماینده‌ای از خلق و خوی کلی یک ملت است.

از سویی اگوسنتریسم در روانشناسی مفهومی رشدیست، به این معنا که بر اساس تحقیقات ژان پیاژه حالت روانی بهنجاری است که در آن نبود تمایز میان واقعیت شخصی (واقعیت از دیدگاه و در ذهن شخص) و واقعیت عینی قابل مشاهده می‌باشد، به زبانی ساده تر اگوسنتریسم یا خودمحوری به این معناست که فرد خود و نیازهای خود را مرکز جهان می‌پندارد و برای دیگران ارزشی قائل نیست. بر اساس تحقیقات علمی این ویژگی که تا ۲ سالگی در اوج خود می‌باشد در شرایط طبیعی و بهنجار در حدود ۱۱ سالگی به پایین‌ترین سطح می‌رسد.

تجربه شخصی خود را در رانندگی مرور کنید، ممکن است شما نیز بارها مشاهده کرده باشید که در یک خیابان پرتردد دو سر‌نشین ماشین یا موتور در لاین وسط، سرعت خود را پایین آورده و در حال خوش و بش و احوال پرسی هستند، یا راننده ای وسیله خود را میان یک خیابان شلوغ رها کرده تا از پیتزا فروشی معروف شهر خرید کند، و هزاران تجربه سبقت از راست، یا تخلف‌های ریز و درشت دیگر، انگار فردی که در حال رانندگیست، خود را تنها فردی می‌داند که لازم است به مقصد برسد و خواست او مرکز جهان است، این در حالیست که قانون به افراد زیر 11 سال مجوز رانندگی نمی‌دهد!

کسی چه می‌داند شاید اگرکودکانمان اجازه رانندگی داشتند، احترام بیشتری به قانون گذاشته می‌شد.

سالها پیش در کلاس رانندگی، استاد محترم تعریف کرد که در یکی از همایش‌های مربوط به ترافیک، فردی خارجی را ملاقات کرده و در مورد رانندگی ایرانی‌ها باهم صحبت کرده‌ بودند؛ او نقل قول می‌کرد که به نظر این آقا ما مردمانی عجیب و متناقض هستیم، هنگام ورود به خانه یا خارج شدن از جایی خصوصی مدتها با هم تعارف می‌کنیم، اما هنگام رانندگی انگار همه در حال مسابقه دادن هستند و اگر پایشان را از روی گاز بردارند و قانون را رعایت کنند می‌بازند.

در واقع بیرون آمدن از حالت خود‌محوری و توجه به خواست جمع و دیگران، نه تنها در رانندگی بلکه در هر رفتار دیگری از ازدواج و کار و روابط با دیگران گرفته تا سیاست‌های کلانی که بر زندگی تک تک انسانها تاثیر گذار است، ضروریست.

رانندگی فقط بخشی از این حالت ناخوشایند است که برای کشورمان سالانه 28 هزار کشته باقی می‌گذارد.

شاید بهتر است همگی پا را فراتر از این خصوصیت یازده ساله ها بگذاریم و برای تغیر تلاش کنیم.