دکتر احمد ابویی
پزشک عمومی و MPH سالمندی


نوشتن در باب سالمند آزاری درکشوری که هم بنا به اعتقادات مذهبی و هم آمیزه های فرهنگی، سالمندان در آن حکم پیامبران و فرزانگان را دارند اگرچه بسیار دور از ذهن اما حقیقتی غیرقابل کتمان است. سالمند آزاری همچون کودک آزاری و همسر آزاری جزئی از خشونت های خانگی است که متاسفانه کمتر از آن یاد می شود. البته این امر تنها مختص کشور ما نبوده و در تمامی کشورها وضعیت به همین گونه است و آمار سالمند ازاری کمتر از میزان واقعی و تنها نوک کوه یخ را نشان میدهد. در ابتدا بهتر است تعریفی از سالمند آزاری داشته باشیم.

«سالمند آزاری یک عبارت عمومی که شامل انجام یا عدم انجام یک رفتار منفرد یا تکرار شونده است که باعث اذیت یا آسیب رساندن به سالمند شوند و از جانب فردی اعمال می شود که ازطرف اومورد اطمینان باشد»

سالمند آزاری جنبه های گوناگونی دارد نظیر سالمند ازاری فیزیکی، عاطفی، جنسی، غفلت،  مالی و... بر اساس بسیاری از مطالعات بیشترین آمار سالمند آزاری مربوط به غفلت و سالمند آزاری عاطفی است.  سالمند آزار عاطفی شامل مواردی همچون بی احترامی و بی اعتنایی، اهانت و سرزنش و تحقیر و عدم توجه به استقلال سالمند و کنار گذاشتن سالمند از تصمیم گیری ها می شود. این یعنی عدم رعایت حرمت ها و امری که در چند دهه گذشته متاسفانه در حال رشد است و البته بر خلاف فرهنگ دینی و اخلاقی ما ایرانیان می باشد.(س.اسراء23)

غفلت(Neglect) نیز ازمصادیق سالمند آزاری محسوب می شود که می تواند آگاهانه و یا نا آگاهانه صورت گیرد و شامل کوتاهی در برآورده کردن نیازهای ضروری برای رفاه جسمی و روانی شخص سالمند است. (مثل مراقبت های بهداشتی و تغذیه)

البته در موارد سالمند آزاری فیزیکی و سوء استفاده مالی نیز نکات قابل تاملی وجود دارد که در این مقال نمی گنجد.

بدون تردید در جامعه ای که ارزش های آن رو به افول نهاده و خانواده ها غرق در مشکلات زندگی شخصی خود باشند زمینه  خشونت های خانگی  و سو رفتار با سالمندان مهیاتر است.

در پایان بهتر است به دلایل احتمالی عدم وجود آمار واقعی سالمند آزاری  اشاره ای  نماییم.

*حفظ آبرو (عدم گزارش توسط سالمند)

*عدم آگاهی سالمندان از حقوق خود

*ترس از طرد شدن سالمند، توسط خانواده و مراقبین

*عدم دسترسی سالمند به یک مرجع قابل اعتماد

*وجود بیماری هایی نظیر الزایمر و بیماریهای مزمن دیگر

*عدم وجود مطالعات پژوهشی کافی

ودر نهایت چند راهکار برای کاهش سالمند آزاری:

*حفظ ارزش های اخلاقی به منظور تحکیم خانواده

*حساس سازی واگاهی جامعه

آموزش سالمندان در زمینه حقوق سالمندی

*توجه به امنیت اقتصادی سالمندان

*افزایش عوامل ومراجع  حمایت کننده سالمند

*توجه بیشتر به مطالعات وبررسی های سالمند آزاری

دبیر علمی جامعه جراحان ایران

سیاوش صحت

به گزارش ایران پزشک، سیاوش صحت، دبیر علمی جامعه جراحان ایران با بیان این موضوع گفت: بر اساس آمار کارشناسان، طی بیست سال گذشته بالغ بر ۴۰۲ هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست داده و بیش از ۴ میلیون و ۵۹۱ هزار نفر نیز مصدوم و معلول شدند.

این عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران با اشاره به این‌که مرگ زود هنگام در اثر سوانح رانندگی باعث از دست رفتن ۴ میلیون سال عمر در ایران می‌شود، افزود: ضرر و زیان ناشی از تصادفات سالانه بیش از ۱.۳ درصد از تولید ناخالص ملی را هدر می‌دهد.

وی افزود: حدود ۳۰ درصد تخت‌های بیمارستانی کشور به مصدومین سوانح رانندگی اختصاص دارد و حدود ۴۰ درصد افرادی که در تصادفات کشته می‌شوند، سرپرست خانواده هستند.

دبیر علمی چهل و دومین کنگره سالانه جامعه جراحان ایران بیان کرد: سرعت غیرمجاز با ۲۲ درصد، انحراف به چپ با ۲۱ درصد، بی توجهی به مسیر با ۲۰ درصد و عدم رعایت حق تقدم با حدود ۱۷ درصد، مهم‌ترین علل عمده تصادفات در پی رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی برآورد شده است.

صحت با تاکید بر این‌که در مجموع عامل اصلی و قابل پیش‌گیری، خطای انسانی محسوب می‌شود، گفت: هنگامی که راننده با تلفن همراه صحبت می‌کند، زمان عکس العمل وی از نیم به یک و نیم ثانیه افزایش می‌یابد.

رانندگانی که از تلفن همراه استفاده می‌کنند ۴ برابر بیشتر از سایرین در معرض خطر تصادف قرار دارند؛ همچنین یک راننده مست در حرکت با سرعت ۷۵ کیلومتر، یازده برابر یک راننده هوشیار خطر آفرین است.

صحت به بررسی فاصله سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۸ اشاره کرد و گفت: در این مدت بالغ بر ۲۴ هزار نفر به علت حوادث رانندگی زندانی بودند.

وی تاکید کرد که استفاده از کمربند ایمنی توسط سرنشینان جلو، ۳۰ تا ۶۵ درصد و در سرنشینان عقب ۲۵ تا ۷۵ درصد موجب کاهش تلفات جانی می‌شود.

دبیر علمی جامعه جراحان ایران گفت: استفاده از کلاه ایمنی توسط موتورسواران ۴۰ درصد از مرگ و ۷۰ درصد از آسیب‌های مغز و جمجمه می‌کاهد؛ همچنین استفاده از صندلی کودک در خودرو، حدود ۷۰ درصد از مرگ نوزاد و ۵۰ تا۸۰ درصد از مرگ کودکان را کاهش می‌دهد.

 

مهندس زارعزاده

 

قرن هاست که این عروس فتان و زیبا ، نه پیر شده است و نه به عقد در آمده است.می آید ، دلبری می کند جان و جهان را .گلها را به ترنم نسیم میرقصاند . بلبل و قناری را به نغمه و آواز پرواز میدهد . عشق را در رگهامان جاری و ساری میکند .ارابه میگذرد و در چشم بر هم زدنی ،   شور وشر بر انگیخته دلبر فتان میرود و دوباره در تکرار ی دیگر سال نو و روز نو ، نوروز . به درستی استاد شریعتی نوروز را تنها تکرار زیبا خوانده است. چه تکرار زیبایی که تکراری نمیشود . تکراری که از جمشید و کیومرث تا کنون غباری بر رخش ننشسته وهر سال درخشان تر و پیراسته تر . نسل ها رفته و جا به نسل دیگر داده ، مذهب و دین دیگرگون شده ست ، تکنولوژی و ارتباطات افسار گسیخته در تاخت و تاز است اما نوروز همان دلبر زیبا، همان ساقی خوش دست وخوش پیاله و پر شراب .

حضرت مولانا چه زیبا سروده است این عیش و نوش را که:

سوسن به غنچه گوید: "برجه چه خفته‌ای

شمعست و شاهدست و شرابست و فتنه‌ها

ریحان و لاله‌ها بگرفته پیاله‌ها

از کیست این عطا؟ ز که باشد جز از خدا.

ننه سرمایی که هر بار به خواب میرود و عمو نوروز می آید وهر چند این وصال هرگز به جشن نمی نشیند و ننه سرما در این فراق هماره و هرساله مینالد و می بارد . اما چه آغوش ها که در نوروز به کام وصل می نشینند و دختر کان و پسرکان جوان ، نوروز را بهانه زندگی و پیوند میکنند ، چه بهانه شگرفی . میگویند نوروز روز رخدادهای عظیم در تاریخ بشری بوده است.امام صادق (ع) نوروز را اینگونه تعریف می کند که " نوروز روزی است که قائم ما ظهور می کنند و آن روزی است که قائم ما بر دجال ظفر می یابد و او را در زباله دانی کوفه به دار می کشد و روز نوروزی نیست که ما در آن در پی فرج نباشیم "

این همه که از نوروز آمد و قطره ای ست از بیکران راز ها ، رمز ها ، قصه ها و افسانه ها ی این عید باستانی ، اماهشدار هایی هم هست که اگر به آن نیاندیشیم و کنش و واکنشی نداشته باشیم ، چهره عید را مکدر و مخدوش میکند.بیایید بی تفاوتی را کنار بگذاریم. اگر کودکی دسته گل به دست، راهمان را گرفت به خریدن شاخه گلی، شادی را مهمان چشمانش نمائیم. اگر دخترکی با ترازویی پیش روی خواست تا وزنمان را بدانیم ، وزن محبتمان را به او نشان دهیم .باور کنیم همین اندک سخاوت ها، دریایی شادی را در قلبشان میریزد. کودکان کار مظلومند. بیایید چوانمرد باشیم.گاهی با هدیه یک عروسک ، یک پیراهن، یک .....میتوان بساط اندوهی را برچید. فرقی نمیکند ، خوب در چشمشان نگاه کنید همان چشمهای فرزند شما یا برادر و خواهر شماست. همان دست های کوچک، همان پاهای ظریف ... ذهنهایشان هم همانست ، پر از رویا ، پر از عشق، پر از سادگی بی هر گونه آلایشی.... . شک نکنیم آنچه آن ها را خوشحال کند خدای آنها را نیز خوشحال خواهد کرد. پرومته باشیم و آتش مهربانی را به کلبه سرد دلهاشان ببریم. شاید که نه، حتما خدا آنجاست. نگوئیم خودمان هم هفتمان گروه هشتمان است. این اندازه ته جیب هایمان هست، کف دست نیست که بی مو باشد.

جوانکی که گوشه پیاده رو ما را به مهمانی تار و تنبک یا گیتار و ویولونش دعوت میکند. توقع زیادی ندارد. هزاری تا خورده بی گوشه ای هم میتواند انگشتان هنرمندش را   توانا تر کند. دختر جوانی که برگه های تبلیغاتی پخش میکند تا چند رغازی عایدی داشته باشد ، امیدش به همین است که ما برگه هارا بگیریم تا او هم چندر غازش را. حتما نباید جوراب لازم باشیم تا از مادری که جوراب میفروشد جوراب بخریم. شاید کودکش منتظر قوطی شیر خشکی است که باید به خانه ببرد . بیاییم از دست فروش ها هم خرید کنیم. گناهی ندارندجر آنکه مغازه ای ندارند . اجناس شان هم بنجل نیست. وقتی همه جا را جنس چینی گرفته است چه فرقی میکند بساط دستفروش یا فلان بازار و بهمان پاساژ چند اشکوبه چند ستاره. روزی را خدا میدهد ، بیاییم دست خدا شویم برای این دست فروشان . اگر عمونوروزی را دیدیم که روی سیاه کرده و بر دایره و تنبک میزند ، دستی در جیب کنیم و شاباشی مهمانش کنیم. باور کنیم برکت زندگی به سالمندان و پیرانی ست که آینه شان خشت است، به شیوه نیاکانمان در احترام و سپاس آنها کوشا باشیم و درنگ نکنیم.

بیاییم نژاد ، مذهب ، رنگ ،   جنسیت و ... را فراموش کنیم. همه از یک گل سرشته و همه با یک کن فیکون آفریده شد ایم و همه مفهموم فریاد فتبارک الله احسن الخالقینیم. پس تعصب های جاهلانه و قومیتی را کنار بگذاریم. آن دخترک گیسو کمند گرد و خاکی ، آن پسرک با موهای وز وزی چرب ، آن مادر با چین و چروکهای پیشانی ، آن جوانک که جین خاکی پوشیده است. آن دختر جوان معصوم که انگار فرشته ای ست. ، فارغ از رنگ ، نژاد و پوست و مو ، دین و مذهب و ملیت ، همه انسانند. افغانی و عرب و ترک و فارس و .... . فراموش نکنیم زمستان میرود و رو سیاهی به زغال می ماند

حرف بسیار است ؛ بیاندیشیم و زیبایی ها را ببینیم . لازم نیست به دست نیافتنی ها فکر کنیم . همین نزدیکی ها و گوشه کنارها   چیز هایی ست که   میتواند رستگارمان کند ، اگر برایشان بکوشیم . همین خرده مهر ورزی ها ؛

سال جدید را با همین خرده محبت هایمان شروع کنیم و دایره را بزرگ تر و بزرگ تر کنیم . همین هاست که ما را کمی انسان تر میکند ، کمی زیباتر ، کمی اهورایی تر و عاشق تر . به قول دکتر زرین کوب بزرگ ، پله پله تا ملاقات خدا .

بیش تر و بیش تر در سال جدید کتاب بخوانیم. این همه که از   مشکلات و کاستی های شهر و کشور حرف میزنیم   و مرغ همسایه را غاز میکنیم و بر سر مرغمان میکوبیم با همین یک کار درمان میشود. باور کنیم تنها راه حل برون رفت از شرایط بد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ایران ، کتاب خواندن است. اگر ایرانی توانا   و   در اوج میخواهیم کتاب بخوانیم و نسلی کتاب خوان تربیت کنیم. اگر عیدی میدهیم و کودکان خانواده و فامیل را خوشحال میکنیم، بهترین عیدی کتاب است.اگر اسکناس تا نخورده و نویی هم هست بگذاریم لای ورق های کتاب و بدهیم دستش . اگر حتی توان خواندن هم ندارد ، عیدیش را برایش بخوانیم. اما و هزار اما هر چه در محبت سخاوتمندیم در مصرف آب بخیل باشیم .باورکنیم آب کم نیست ، آب اصلا دیگر نیست . این صدای نابودی سرزمین آریایی است که از حلقوم خشکیده چاهها و قنات ها به گوش میرسد ..با محیط زیست هم چون کودکان کار مهربان باشیم .بیاییم کمتر از پلاستیک استفاده کنیم. کمتر زباله تولید کنیم. کمتر انرژی بسوزانیم. کمتر هوا را آلوده کنیم . این که زمین دارد گرم میشود شوخی نیست. باورکنیم طبیعت به سختی به ما سیلی خواهد زد وقتی   مراعاتش را نکنیم. طبیعت با کسی شوخی نمیکند.و ........ .بیاییم همه کانت شویم با فلسفه ای متفاوت ، سال جدید فلسفه مان این باشد " من محبت میکنم پس هستم" ، " من دانایی هدیه میدهم پس هستم ". " من محیط زیست را دوست دارم پس هستم ". خوب بودن هم سخت است و هم آسان.برای هم دعا کنیم که خوب باشیم و رسم عاشقی را بهتر و بهتر بدانیم.

نیاز به امنیت یکی از پایه ای ترین نیازهای فرد در دوران کودکیست.

مهناز مرتضوی (دکتری مشاوره)
دی ماه 96

آمار و ارقام نشان می دهد اکثر کسانی که در بزرگسالی مرتکب جرم و جنایت شده یا شخصیت های ضد اجتماعی دارند در کودکی به نوعی مورد آزار قرار گرفته اند، در واقع این فرضیه که آزار دهنده امروز همان آزاردیده دیروز است در بررسی های متعدد تایید می شود.

می توان گفت علاوه بر اهمیت تامین نیاز به احساس امنیت ،" به این معنا که کودک درک کند، دنیا جای امنیست، من یک انسان خوب هستم و دیگران نیز افراد قابل اعتماد و خوب هستند"؛ تجربیات کودکی نیز مجموعه باورها و اخلاقیاتی را در فرد نهادینه می کند، و رفتارهای آینده او را شکل می دهد، بنابراین هرگونه فعالیت در جهت تامین امنیت در دوران کودکی یک مسئله اثر گذار اجتماعی خواهد بود.

در طی ماههای اخیر اتفاقات ناخوشایند کودک ازاری همچون موارد  آتنا، بنیتا و ... تا حدودی رسانه ای شده و سبب شد موجی از توجه به پدیده کودک آزاری در جامعه و به خصوص در فضای مجازی به راه بیفتد، در این دوره مشاهده کردیم که علاوه بر اخبار مربوط به اتفاقات فیلم ها و راهکارهایی نیز در زمینه حفظ کودکان از آزار پخش می شود، این خود قدمی در جهت پیشگیری و آگاهی رسانی بود، اما این موضوع نیز مثل بسیاری از مسائل دیگر در یک دوره زمانی محدود پر رنگ و مورد توجه بود و بعد از مدتی ، به دست فراموشی سپره شد. در واقع می توان گفت خلاء برنامه ریزی اساسی در جهت پیشگیری از این آسیب به شدت حس می شود . در این میان سوالی که مطرح می شود این است مسئولیت با چه کسی است؟

در مورد کودکانی مانند آتنا و بنیتا و .... والدین مسئولند یا دولت و نیروی انتظامی ؟ البته نمی توان رویکرد مقصریابی را در این موارد تایید کرد زیرا نه تنها فایده و برایندی در پی ندارد بلکه منجر به گیر افتادن در یک چرخه معیوب خواهد شد، بحث اساسی این است تا زمانی که منتظر باشیم نیرویی غیبی مسائل و معضلات فردی و اجتماعی مان را حل کند به نتیجه ای نخواهیم رسید، و زمان ان رسیده که مردم به این باور برسند که باید از خود شروع کرد. در واقع این شعار گروه های توانمند سازی مطلب بجایی ست " هر شخص سیاسی ست" به این معنا که هر فرد به تنهایی می تواند تاثیر گذار باشد؛ بنابر این در جواب به این سوال که از کجا باید شروع کرد؛ جواب این است از خودمان؛

هر یک از ما با   هر نقشی که  در جامعه  به عهده داریم می توانیم  بعنوان یک شهروند مسولیت پذیر قدمی در  جهت پیشگیری از سوءاستفاده علیه همه کودکان سرزمین مان برداریم. اگرچه والدین بزرگترین رسالت را دارند؛ ومراکز و موسسات آموزشی نیز می توانند خیلی موثر باشند و  البته این خواسته ونیازی است که می تواند از سوی والدین مورد پیگیری قرار گیرد.

در واقع می توان گفت کوچک ترین کاری که پدران و مادران می توانند در این مورد انجام دهند این است که دانش و آگاهی خود را بالا برده و با کنترل سطح اضطراب و نگرانی، آگاهی های اولیه لازم همچون مفاهیم ارزشمندی بدن، اندام های خصوصی و ... را به کودک خود آموزش دهد ،نکته حائز اهمیت این است که والدین و سایرین وظیفه دارند به کودک آموزش دهند نه اینکه او را بترسانند یا به او هیجان منفی وارد کند،  این آموزش می تواند در سالهای اولیه کودکی انجام شود و مثل یک فرایند واکسینه کردن برای کودکان ثمر بخش باشد، تجربه های شخصی و تخصصی نشان می دهد از سنین یک نیم تا دو سالگی و همزمان با از پوشک گرفتن کودک می توان مفهوم اندام خصوصی را به او آموزش داد، همچنین در سنین پایین و در ارتباط با غریبه ها و حتی افراد نزدیک می توان به کودک مرز بندی را یاد داد،مثل اینکه:  اسم همه عمو یا خاله نیست، اگر کسی خواست شما را ببوسد باید ابتدا اجازه بگیرد، قانون نه ، برو ، بگو و... خیلی از موضوعات این چنینی را می توان به زبان ساده و به راحتی در قالب بازی و داستان و بدون ترس و نگرانی به کودک یاد داد و او را در مقابل پدیده منفور و زشت کودک آزاری ایمن کرد.

البته در آموزش پیشگیری از کودک آزاری که توسط نویسنده طراحی شده، به تفکیک گروه سنی، جنس و نوع خانواده بسته آموزشی طراحی شده که می تواند توسط مراکز آموزشی و همچنین والدین به خوبی اجرا شود. سخن آخر اینکه  بیایید تلاش کنیم هر یک از ما به عنوان یک وظیفه و رسالت انسانی کودکانی ایمن در مقابل آزار تربیت کنیم.

ـ حدود 19 سال از تأسیس اورژانس اجتماعی در کشور می‌گذرد،

 

 

ـ به گفته مسئولان هنوز 70 درصد مردم از خدماتی که اورژانس اجتماعی ارایه می‌دهد اطلاعی ندارند.

ـ اورژانس اجتماعی درسال 78 با هدف به حداقل رساندن و کاهش میزان آسیب‌های اجتماعی وارده به افراد، در سازمان بهزیستی تشکیل شد.

ـ اورژانس اجتماعی در سراسر کشور و درمراکز شهرستان ها وجود دارد و دارای ماشین گشت در مکان‌های عمومی است.

ـ وظیفه آن مداخله در بحران هایی مانند کودک آزاری؛ همسر آزاری؛ خشونت و…

ـ اورژانس اجتماعی قصد دارد تا مداخلات روانی ـ اجتمـاعی را قبـل از مداخلات قضایی و انتظامی را انجام دهد.

ـ تخصصی بودن، به موقع بودن و در دسترس بودن از ویژگی¬ های مهم برنامه اورژانس اجتمـاعی است.

ـ اورژانس اجتماعی کمک می‌کند فرد وارد پیچ و خم قضا نشود.

ـ تمام خدمات اورژانس اجتماعی در کشور رایگان است.

-شماره 123 جهت تماس با کارشناسان سیار اورژانس اجتماعی در نظر گرفته شده است.

اورژانس اجتماعی پلیس نیست. گشت و ارشاد هم نیست، اورژانس یک منبع اجتماعی است برای کمک به کسانی که به هر دلیلی در معرض آسیب هستند و یا دچار آسیب اجتماعی شده‌اند؛ اورژانس کمک می‌کند که آن پیشگیری از وقوع جرم هم انجام شود حتی پیشگیری مجدد هم از وقوع جرم انجام شود؛ قوه قضاییه اگر می‌خواهد قضا زدایی انجام دهد؛ یکی از مهم‌ترین منبعی که می‌تواند در این بخش کمک کننده باشد همین اورژانس اجتماعی است؛ باید کمک کرد تا اورژانس فراگیر شود؛ اوژانس پرونده‌های قضایی را کاهش می‌دهد و کمک می‌کند هر کسی به هر دلیلی که دچار اشتباه شده برچسب مجرم نخورد؛ که این بر چسب در خیلی از جاها به عنوان مانع و سدی برای فرد خاطی است. فردی که در زندان باشد تا آخر عمر خودش زندانی است همسرش همسر زندانی است. فرزندش فرزند زندانی است؛ لذا اورژانس کمک می‌کند فرد وارد پیچ و خم قضا نشود. این صحبت های یک مددکار اجتماعی است که خود یکی از بنیانگذاران اورژانس اجتماعی است و او کسی نیست جز دکتر سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران.

منبع: خبرگزاری فارس