زنده یاد کاوه گلستان


 8

 

 

درمیانه مناطق بحران‌زده جهان، مناطقی آکنده از رنج و مصیبت، مرگ، خشونت و هرج‌ومرج، عکاسان مستند به دنبال عکس‌هایی برای انتشارعمومی هستند.عکس‌های مستند اجتماعی مردم را واداربه دیدن اتفاقاتی می‌کند که به‌طور معمول از دیدنش طفره رفته‌اند.خبربرای عکاس جنگ، سرگرمی، دنیای مد، عروسی شاهزاده‌ای یا زندگی ستاره‌ای نیست، باید به زندگی افرادی نزدیک شد که با انواع بیماری‌ها و نابهنجاری‌ها مواجهند، در میان جمعیتی ایستاد که ارتشی مسلح به آن حمله می‌کند، باید درجبهه در تیررس بودیاروی زمینی پوشیده از مین‌های پنهان راه رفت. کاوه گلستان در چند دهه با دوربینی در دست شاهد تاریخی از ایران بود متفاوت از آنچه نویسندگان و تاریخ‌نگاران نظری، از فاصله می‌نگارند. عکس‌های مستند او حافظه‌ای تاریخی می‌سازند که نشان می‌دهد در تاریخ چه اتفاقی برای مردم معمولی می‌افتد، برای کسانی که در تاریخ‌نگاری رسمی همواره به عنوان «توده» و «عوام» بی‌چهرگان تاریخ هستند. دوربین او طی سال‌ها، شاهدی بود برای احساسات غم‌انگیز انسانی و رنج‌ها و اشک‌های واقعی. هنگامه گلستان از قول همسرش می‌گوید:«در خانه همیشه یک عده نشسته بودندوبحث‌های روشنفکرانه می‌کردند،درخیابان می‌دیدم گدایی روی زمین آب دهانش راه افتاده بود.برای من این زندگی بود. این واقعی بود.»
پیش از انقلاب، کارگران، مجنون‌ها و روسپی‌های شهر نو موضوعات عکاسی گلستان بودند. عکس‌های کارگرها و روسپیان با لحنی هزل‌گونه مشکلات اجتماعی را در حاشیه حکومتی افشا می‌کردند که ادعای رشد و رفاه داشت. به نظر فرح که از دیدن عکس‌ها عصبانی بود، گلستان دید سیاهی داشت و هویدا پس از دیدن عکس‌های آلونک‌نشینان در روزنامه آیندگان، ادعا می‌کند مربوط به گذشته هستند. گلستان در جواب، همان شماره روزنامه را به دست همان کودک می‌دهد و دوباره همان‌جا از او عکسی می‌گیرد که این‌بار هم در روزنامه چاپ می‌شود!
کاوه گلستان با آغاز جنگ تحمیلی عراق بر ایران، در قاب تصویر همراه با دیگران، جهان را از جنگ، شهادت و از مصیبتی که بر جنگ‌زده‌ها می‌رفت، خبردار می‌کرد. خودش معتقد بود: «عکس‌های تولیدشده در زمان جنگ تحمیلی که عکاسان حرفه‌یی، آماتور و بسیجی تهیه کردند، یکی از کامل‌ترین و باارزش‌ترین مجموعه‌ی اسناد تاریخی در ایران است».
گلستان عکاس ویژه مجله تایم بود. مدتی با آژانس خبری آسوشیتدپرس کار کرد، سپس به شبکه خبری بی‌بی‌سی پیوست و در تهران به کار مشغول شد. سال ۷۰ دوربین فیلم‌برداری به دست گرفت و تصویربردار شددعوت به تدریس در دانشگاه‌های آزاد را پذیرفت و سال‌ها تجربه‌هایش را به نسل علاقه‌مند جوان منتقل کرد. کاوه گلستان با شروع حمله متجاوزان آمریکایی و انگلیسی به عراق، با یک گروه خبری شامل خبرنگار بی‌بی‌سی در ایران، تهیه‌کننده، مترجم و یک راهنمای کرد، به کردستان عراق رفت.
سیزدهم فروردین‌ماه، دوم آوریل، عراق ـ کردستان ، آن گونه که می‌گویند: اتومبیل توقف می‌کند، تهیه‌کننده نفر اولی است که پیاده می‌شود، نخستین قدم او با انفجار همراه است و از دست دادن پاهایش، کاوه گلستان که گمان می‌کند شلیک خمپاره است، می‌دود تا پناه بگیرد، او هم روی مین می‌رود و بلافاصله کشته می‌شود.

زنده یاد کاوه گلستان


890528

درمیانه مناطق بحران‌زده جهان، مناطقی آکنده از رنج و مصیبت، مرگ، خشونت و هرج‌ومرج، عکاسان مستند به دنبال عکس‌هایی برای انتشارعمومی هستند.عکس‌های مستند اجتماعی مردم را واداربه دیدن اتفاقاتی می‌کند که به‌طور معمول از دیدنش طفره رفته‌اند.خبربرای عکاس جنگ، سرگرمی، دنیای مد، عروسی شاهزاده‌ای یا زندگی ستاره‌ای نیست، باید به زندگی افرادی نزدیک شد که با انواع بیماری‌ها و نابهنجاری‌ها مواجهند، در میان جمعیتی ایستاد که ارتشی مسلح به آن حمله می‌کند، باید درجبهه در تیررس بودیاروی زمینی پوشیده از مین‌های پنهان راه رفت. کاوه گلستان در چند دهه با دوربینی در دست شاهد تاریخی از ایران بود متفاوت از آنچه نویسندگان و تاریخ‌نگاران نظری، از فاصله می‌نگارند. عکس‌های مستند او حافظه‌ای تاریخی می‌سازند که نشان می‌دهد در تاریخ چه اتفاقی برای مردم معمولی می‌افتد، برای کسانی که در تاریخ‌نگاری رسمی همواره به عنوان «توده» و «عوام» بی‌چهرگان تاریخ هستند. دوربین او طی سال‌ها، شاهدی بود برای احساسات غم‌انگیز انسانی و رنج‌ها و اشک‌های واقعی. هنگامه گلستان از قول همسرش می‌گوید:«در خانه همیشه یک عده نشسته بودندوبحث‌های روشنفکرانه می‌کردند،درخیابان می‌دیدم گدایی روی زمین آب دهانش راه افتاده بود.برای من این زندگی بود. این واقعی بود.»
پیش از انقلاب، کارگران، مجنون‌ها و روسپی‌های شهر نو موضوعات عکاسی گلستان بودند. عکس‌های کارگرها و روسپیان با لحنی هزل‌گونه مشکلات اجتماعی را در حاشیه حکومتی افشا می‌کردند که ادعای رشد و رفاه داشت. به نظر فرح که از دیدن عکس‌ها عصبانی بود، گلستان دید سیاهی داشت و هویدا پس از دیدن عکس‌های آلونک‌نشینان در روزنامه آیندگان، ادعا می‌کند مربوط به گذشته هستند. گلستان در جواب، همان شماره روزنامه را به دست همان کودک می‌دهد و دوباره همان‌جا از او عکسی می‌گیرد که این‌بار هم در روزنامه چاپ می‌شود!
کاوه گلستان با آغاز جنگ تحمیلی عراق بر ایران، در قاب تصویر همراه با دیگران، جهان را از جنگ، شهادت و از مصیبتی که بر جنگ‌زده‌ها می‌رفت، خبردار می‌کرد. خودش معتقد بود: «عکس‌های تولیدشده در زمان جنگ تحمیلی که عکاسان حرفه‌یی، آماتور و بسیجی تهیه کردند، یکی از کامل‌ترین و باارزش‌ترین مجموعه‌ی اسناد تاریخی در ایران است».
گلستان عکاس ویژه مجله تایم بود. مدتی با آژانس خبری آسوشیتدپرس کار کرد، سپس به شبکه خبری بی‌بی‌سی پیوست و در تهران به کار مشغول شد. سال ۷۰ دوربین فیلم‌برداری به دست گرفت و تصویربردار شددعوت به تدریس در دانشگاه‌های آزاد را پذیرفت و سال‌ها تجربه‌هایش را به نسل علاقه‌مند جوان منتقل کرد. کاوه گلستان با شروع حمله متجاوزان آمریکایی و انگلیسی به عراق، با یک گروه خبری شامل خبرنگار بی‌بی‌سی در ایران، تهیه‌کننده، مترجم و یک راهنمای کرد، به کردستان عراق رفت.
سیزدهم فروردین‌ماه، دوم آوریل، عراق ـ کردستان ، آن گونه که می‌گویند: اتومبیل توقف می‌کند، تهیه‌کننده نفر اولی است که پیاده می‌شود، نخستین قدم او با انفجار همراه است و از دست دادن پاهایش، کاوه گلستان که گمان می‌کند شلیک خمپاره است، می‌دود تا پناه بگیرد، او هم روی مین می‌رود و بلافاصله کشته می‌شود.

بر اساس اعلام دبیر جشنواره، 22 فیلم داستانی، 2 فیلم مستند و 1 انیمیشن در سودای سیمرغ انتخاب شده است.

 

 

 لیست اسامی 22 فیلم  به ترتیب حروف الفبا

«اتاق تاریک» به کارگردانی سید روح الله حجازی
ساره بیات , ساعد سهیلی

«امپراتور جهنم» به کارگردانی پرویز شیخ طادی
علی نصیریان ,  سعید راد
موضوع  ؛ ترورسیت ها وداعش

«امیر» نیما اقلیما
ژانر اجتماعی

«بمب» پیمان معادی
تهیه کنندگی مانی حقیقی , فیلم برداری کلاری
موشک باران تهران ۱۳۶۶

«به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا
اسلام تکفیری وحوادث منطقه

«تنگه ابوغریب» بهرام توکلی
ژانر دفاع مقدس

"جاده قدیم " منیژه حکمت
ژانر اجتماعی

«جشن دلتنگی» پوریا آذربایجانی
ژانر اجتماعی , رابطه واقعی ادم ها و فضای مجازی

«چهارراه استانبول» مصطفی کیایی
ژانر اجتماعی ,حادثه ساختمان پلاسکو , بهرام رادان

«خجالت نکش» رضا مقصودی
ژانر  کمدی ,داستان زوجی  که  با داشتن عروس و داماد ونوه در میانسالی بچه دار می شوند

«دارکوب» بهروز شعیبی
ژانر اجتماعی اعتیاد ,مهناز افشار .امین حیایی

«سرو زیر آب» محمد علی باشه آهنگر
ژانر دفاع مقدس

«سوتفاهم» احمدرضا معتمدی
ژانر اجتماعی , مریلا زارعی پژمان جمشیدی

«شعله‌ور» حمید نعمت‌الله
ژانر اجتماعی امین حیایی  

«عرق سرد» سهیل بیرقی
 مشکلات فو تبال زنان , باران کوثری , سحر دولتشاهی

انیمیشن «فیلشاه» هادی محمدیان
مشارکت ۲۰۰ نفر در تولید

«کار کثیف» خسرو معصومی
ژانر اجتماعی , کار ومهاجرت

«کامیون» کامبوزیا پرتوی
نیکی کریمی , سعید اقا خانی

«لاتاری» محمد حسین مهدویان
ژانر اجتماعی , قاچاق زنان

«ماهورا» حمید زرگرنژاد
ژانر عاشقانه , میترا حجار

«مصادره» مهران احمدی
ژانر کمدی , رضا عطاران

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» هومن سیدی
داستان مغزهایی که زنگ زده اند

«هایلایت» اصغر نعیمی
اجتماعی ,عاشقانه _پژمان بازغی

دو فیلم مستند

«بانو قدس ایران» مصطفی رزاقی کریمی
روایتی از زندگی همسر امام خمینی

«زنانی با گوشواره‌های باروتی» رضا فرهمند
 زنان وکودکان , جنگ با داعش

گروه فرهنگ وهنر سیمرغ