مهندس زارعزاده

sal

فصول پراگماتيستند. بهار هيچوقت زنگ خانه شما را نميزند تا اجازه بگيرد و درخت خرمالوي باغچه را سبز کند. پاييز هرگز سوال نميکند که آيا تو از رنگ زرد و نارنجي خوشت ميايد يا نه؟ تابستان مجوز نميخواهد تا گوشواره هاي تيله اي سرخ را بر شاخه هاي درخت گيلاس بياويزد. يک روز صبح از خواب بيدار ميشوي و وقتي در حياط را باز ميکني ميبيني شاخههاي درخت خرمالو جوانه هاي سبزي بر تن لخت خود دارد و هوس انگيز در نسيم ميرقصد . روز ديگر صداي خش خش برگ هاي زير پايت تو را ميبرد به خلسه خزان هاي عياري و عشق بازي. و باز روزان و شبان ديگري ميروي و ظرف سفالي پر از ميوه هاي تابستاني را ميبيني که چون دخترکي فتان تو را به مز مزه کردن و چشيدن طعم بکر تازگي چشمک ميزند.

فصول عمل گرا هستند با حرف و شعار کاري ندارند. ميآيند و آنچه بايد انجام دهند انجام ميدهند و ميروند. با کسي هم شوخي ندارند. اما و هزار اما:

چو بد کردي مباش ايمن ز آفات / که واجب شد طبيعت را مکافات

اين روزها در گوشه و کنار شهر اعلان هايي جلب توجه ميکند که مهريز باغشهر است و نبايد باغي تخريب شود و.... . در ورودي شهر هم تابلويي عريض و طويل خودنمايي ميکند که از مهريز با عنوان باغ شهر ياد ميکند.

در اين که تخريب باغ براي ساختن خانه و ويلا و مغازه و... امر نکوهيده و غير قابل قبولي است شکي نيست.اما باغشهر خواندن مهريز اما و اگر هاي بسياري با خود دارد. در اين که روزگاري مهريز باغهاي فراواني داشته است و رونقي در اين زمينه شکي نيست. اينکه هنوز هم مهريز پر از باغهايي ست که نفس مهريز را طراوت مي بخشد جاي بسي خوشحالي ست اما تاکيد بر باغشهر خواندن مهريز پرسش هاي زيادي با خود دارد.. واقعيت آن است که باغ شهر خواندن مهريز همان آفتابه لگن هفت دست و شام و ناهار هيچي است. ما در حال افتخار به داشتن باغهايي هستيم که معلوم نيست آب آنها قرار است از کجا تامين شود.

ميانگين بارش در مهريز روند کاهشي محسوسي دارد.(که البته از احساس به مشاهده رسيده است!!!).

تعداد زيادي چاه ، که اکثر آنها غير مجاز حفر و بهره برداري ميشوند در اين باغها وجود دارد که چونان زالو درحال مکيدن خون مهريزند. ( به جرات ميتوان گفت بالغ بر هشتاد درصد چاههاي مذکور غير مجاز حفر شده است و هر روز نيز با روند پايين رفتن سطح آب منطقه در حال عميق تر شدن هستند. آنها که مجوز دارند نيز دشنه در ديسند ) دير يا زود با ادمه اين روند ما با فرونشست زمين و کلوخيدن مواجه خواهيم شد. ( اتفاقي که در بافق چند سال پيش شکل گرفت ) از طرف ديگر حجم قابل توجه اي آب از مهريز خارج ميشود که جاي افسوس دارد و سالهاست متوليان امر نتوانسته اند جلوي آن را بگيرند.

خروج آب مجازي در قالب کشت هاي گلخانه اي و باغي از مهريز داستان غم انگيز ديگريست. در سير قهقرايي خشکسالي، اين موارد ديگر از نمک بر زخم گذشته و تيغ ميان زخم کهنه اند. به فکر زنده نگهداشتن باغها باشيد اما استخوان لاي زخم را بيرون بياوريد. چاههاي غير مجاز يکي از اين استخوان هاست که دير يا زود خفه مان ميکند.

متاسفانه در ساليان گذشته با توسعه طولي و عرضي مهريز بحران را بيشتر و بيشتر کرده ايم. ساختن اين تعداد شهرک که نياز يه آب و برق دارد آنهم در شرايطي که بافت قديمي و اصلي مهريز در حال خالي از سکنه شدن است، خنجر زهر آگين ديگري بوده است که بر قلب محيط زيست مهريز فرو کرده ايم و هنوز هم در حال فشار دادن بيشتر آن هستيم.

آيا با اين شرايط باغشهر خواندن مهريز و افتخار کردن به باغهايي که فقط اسم باغ بر خود دارند منطقي است؟ وقتي شهري براي آب شرب ساکنان خود هم در مضيقه است باغ ديگر چه صيغه اي است . مردان کت و شلوار بهتر است از تعارف کم کنند و بر مبلغ افزايند .فراموش کردن وظايف اصلي و پرداختن به امورجنبي از دردهاي جهان سومي هاست. از اين که نگران باغ هاي مهريز هستيد و تابلو باغشهر علم ميکنيد بسي متشکريم اما بهتر است قيصر وار پاشنه گيوه ها را برکشيد و نکات مهم تري را پيگير شويد.

چند سوال مهم قابل تذکر است:

1- آيا ما باغ شهر خواندن را به قيمت نابودي زيست بوم و رساندن مهريزبه مرحله فرونشست زمين و شور شدن آب منطقه مي خواهيم؟

2-تا کي بايد برداشت آب بي رويه ( و اکثرا غير مجاز ) از منابع زير زميني ادامه داشته باشد. آيا ميدانيم پايان اين روند به ترکستان است.؟ اين چاه ها کي قرار است منهدم گردد و صاحبان آن به دليل اقدام غير قانوني و صدمه به محيط زيست جريمه شوند؟

3-چرا در شرايطي که ما با مشکل آب شرب سالم براي ساکنان مهريزروبرو هستيم و اين مشکل در حال تشديد است هنوز آب از مهريز خارج ميشود تا فرسنگ ها دور تر خيار و گوجه و هنووانه توليد شود.؟

4-باغشهر باشيم يا نباشيم، خود را عروس و نگين سبز کوير بخوانيم يا نخوانيم واقعيت آن است که مهريز شهري کويري است. براي تامين آب مهريز در آينده چه طرح ها و برنامه هايي داريم؟ انتقال آب از بيرون مهريز به مهريز در چه مرحله اي است؟

5-باغشهر خواندن آن هم در شرايطي که در منطقه اي کويري هنوز در حال آبياري غرقابي هستيم و سيستم انتقال آب سنتي داريم تا چه حد توجيه دارد؟

6-چه نظارتي براي کاهش و کنترل روند خروج آبمجازي از شهر پيشبيني کردهايم؟

7-اگر قرار باشد با حفر چاههاي غير مجاز و کشيدن شيره جان مهريز، باغشهر باغشهر کنيم ديوانگي نيست؟

مهريز را باغشهر ميخوانيد يا نميخوانيد مهم نيست. اين که هدف از اين تاکيد چيست هم مهم نيست. آنچه مهم است مسئوليت سنگيني است که بر دوش همه ما و به خصوص مسئولين شهري و دفتري مهريز در راستاي حفظ زيست بوم شهرستان و شهر قرار دارد. بايد قيصر وارپاشنهها را برکشيد. عمر اين صندلي ها چندان بلند نيست نام نيکي از خود به جا بگذاريد.