سعی نموده ام با توکل به خدای بزرگ در شناخت کمبودها و رفع آن در حد توان کوشا باشم.

هر انسانی وظیفه دارد به اندازه امکانات و توانایی هایی که خداوند بزرگ به او ارزانی داشته در راه رضای پروردگار متعال گام بردارد.

من نیز بر حسب وظیفه خود بعنوان یک معلم با توجه به تحصیلاتم که در رشته روانشناسی است سعی نموده ام با توکل به خدای بزرگ در شناخت کمبودها و رفع آن در حد توان کوشا باشم، همسرم اقای مهندس کاظم رشتیان نیزهمواره همفکر ، پشتیبان و راهنمای من بوده اند و اما انگیزه اصلی ساختمان آسایشگاه اینکه: پدرم)آقای ولی رشتی( علاقه و توجه خاصی به کمک به مستعضفان و نیازمندان داشتنند و مخصوصا سعی می نمودند حتی الامکان کمک ها غیر مستقیم باشد که باعث ایجاد اعتماد بنفس و عزت نفس آنها شود.

یکی از اموری که فکر پدر را به خود مشغول کرده بود چگونگی کمک به سالمندانی بود که بعلت کبرسن دیگر نمی توانند مانند گذشته فعالیت داشته و چه بسا محتاج شده و عزت نفس خود را از دست داده اند. یکی از اهداف و آروزهای ایشان ایجاد اسایشگاهی برای سالمندان بود که باعث رفاه و عزت نفس آنها شود، ایشان در فکر تهیه مقدماتی برای آن هدف بودند که متاسفانه مجال تحقق آنرا نیافتند.

ما با توجه به نیات ایشان ، در فکر فرصتی مناسب بودیم که در راستای نظرات ایشان در حد توان اقداماتی انجام دهیم در بازدیدهایی که از آسایشگاه سالمندان مهریز داشتیم با ملاقات دکتر ابویی، مدیر آسایشگاه و مشاهده علاقمندی، تعهد و توجه خاص ایشان به رفاه سالمندان با تائیدات الهی، فرصت مناسبی پیش آمد که با کمک به
رفع کمبودها و تجهیز این اسایشگاه و ایجاد ساختمانی مخصوص سالمندان مرد که نیاز اساسی این اسایشگاه بود کاری در راستای نظرات و آروزهای پدر انجام شود.

خدای بزرگ را برای این توفیق سپاسگزارم و سامتی و توفیق روزافزون دکتر ابویی، و تمام کسانی که در این راه زحمت کشیده اند از درگاهش خواهانم.